الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
40
الغدير ( فارسى )
شخص ديگرى از او داناتر و آگاهتر به كتاب خدا و سنت رسولش وجود دارد ، به خدا و رسول او و همهء مؤمنان خيانت كرده است . « 1 » اينان به كارهاى زشت مشغول بودند و به امر معاويه ، به انواع گناهان و تباهىها دست مىيازيدند ، ليكن از نظر او هيچ منع دينى براى ارتكاب چنين جرايمى وجود نداشت . پس معاويه فرمان داد كه بر مكه مكرّمه هجوم برند ، شهرى كه خدا آنجا را بر واردشوندگان بدان ، هرچند كافر باشند ، جاى امن قرار داده است ، و اهالى و پرندگان و حيوانات و گياهان آنجا را در دين خود محترم داشته و تجاوز به آنها را حرام كرده است . اين همان شهرى است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آنگاه كه آنجا را تسخير فرمود ، خون ابو سفيان و نظاير او را كه پرچمداران كفر و الحاد بودند ، محترم شمرد و در روز فتح و ديگر ايام ، اين اصل را رعايت فرمود . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىفرمود : اين شهرى است كه خداوند ، آنگاه كه آسمانها و زمين را آفريد ، آن را محترم شمرد و تا روز قيامت اين شهر در حريم حرمت الهى است و پيش از من بر احدى كشتار در آنجا حلال نبوده است و بر من نيز جز ساعتى در روز حلال نيست و اين به حكم خدا تا روز قيامت حرام است . حتى خارى از آن نبايد بريده شود و در آن شكار حرام است و آنچه بر روى زمين بيفتد ، جز در مواردى كه صاحبش را بشناسند و آن را به دو رد كنند ، نمىتوانند بردارند . « 2 » پيامبر اكرم فرموده است : شهر مكه را خدا حرام داشته است ، نه مردم . كسى كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد ، نمىتواند در آنجا خونى بريزد ، يا درختى را ببرد و اگر كسى براى جنگ با پيامبر خدا اجازه خواست ، به او بگوييد : كسى نمىتواند با پيامبر خدا بجنگد و فقط خدا به پيامبرش اجازه داده و به شما اجازه نداده است ، آن هم فقط يك ساعت در روز اين اجازه را داده و حرمت مكهء امروز همان حرمت ديروز است . هركه حاضر است ، اين امر را به غايبان برساند . « 3 » پسر هند امر كرد تا مدينهء رسول اللّه را محاصره كردند و اهالى آنجا را بيم دادند و
--> ( 1 ) . مجمع الزوائد : 5 / 211 . ( 2 ) . صحيح بخارى : 3 / 168 ؛ صحيح مسلم : 4 / 109 . ( 3 ) . صحيح بخارى : 3 / 167 .