الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
455
الغدير ( فارسى )
شب تاريك . - اين چه زيبارسالهاى است كه معجزهاى را ماند كه با بلاغت خود ، همهء مدعيان سخن را به مسابقه فراخوانده است . - اى پادشاهى كه همهء آداب نيكو را در خود جمع كردهاى ، و اى پيشوايى كه روشنترين راهها را به ما نمودهاى ! - كيست كه با آنچه انديشهء تو به قالب بيان ريخته ، معارضه تواند كرد ؟ و كيست كه در ميدان مسابقه ، به گرد تو برسد ؟ - آنجا كه محققان عالم در اضطراب و تشويش بهسر مىبرند ، اين تويى كه در ميدان علوم و دانشها ظاهر مىشوى . - اى سرور سروران و اى صاحب منطق قوى و كوبنده ، درود همهء اهل علم نثار تو باد . - همهء دانشوران به مقام والاى تو در علم و ادب اذعان دارند و پايگاه شرف و اخلاق ترا تصديق و تحسين مىكنند . - آرام باش كه دست من ، به جهت تقصير ، كوتاه است و تو در اوج احسان مىباشى . - خداى توانا را سپاس و نيايش باد كه اين همّتها را در تو نهاد ، و چون تويى را آفريد و هستى بخشيد . - كاش مىدانستم كه آيا مثل ترا مىتوان در ميان آدميان يافت ؟ نه ، هرگز در ميان خلايق نظير ندارى . - من پوزش تقصير مىخواهم ، چه انديشهء من كجا تواند گوهرهاى ارزندهاى را به سلك عبارت كشد ، و در مدح تو ديباى شايستهاى ببافد ؟ - هميشه سالم و پايدار بمانى ، و بر قلّهء افتخارات و مكارم ، آنجا كه اسبهاى تيزرفتار را پاى رفتن و ياراى پايكوبى نيست ، پاينده باشى . همو در ابيات زير ، بعضى از بزرگان عصر خود را به جهت كارى ضرورى مورد خطاب قرار داده گويد : - اينك آرزو و مقصد ما برآورده گشته است و همهء اضداد در برابر مجد تو منقاد و فروتن