الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
412
الغدير ( فارسى )
همو گفته است : - احوال مردم روزگار را بررسى كردم و ديدم كه آتش فضيلت در آنها خاموش است . - روزگار سراسر فتنههايى است كه درمىگذرد ، و دولت فرومايگان و خردهاى تباه را درهم مىريزد . - چون مردم زمانه را سنگدل و تنگچشم يافتم ، سلامت را در گوشهگيرى ديدم و خود را همچون واو « عمرو » زائد انگاشتم . « 1 » اين شعر كه در امل الآمل آمده ، نيز از اوست : مهر آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله را بر خويشتن برگزيدم ، و دل را بدان خوش داشتم ، چرا كه اين راه برحقى است كه هركه پيش گيرد ، درنمىماند و پست نمىشود . در روز محشر كه آدمى سخت گرفتار است ، حبّ على عليه السّلام مرا نجات خواهد داد . همو در قصيدهء ديگر گويد : - اى امير مؤمنان ، من اين چكامه را كه چونان چشمهء گواراى زايندهاى است ، در ستايش تو سرودهام . - و از تو مىخواهم كه در ظلمات قبر و روز رستاخيز شفاعتگرم باشى . باز از اشعار اوست « 2 » : - هرزمان كه از بلنديها و تپهها برقى بدرخشد ، اشك از ديدگانم فرومىچكد . - و هرلحظه كه به ياد روزگار گذشته مىافتم ، جانم از بدن پرواز مىگيرد . - آه ، چقدر جور اين مهر و دوستى را بايد كشيد كه آغاز و انجام آن همانند يكديگر است ! - آيا آنكه روز روشن دارد ، حال افتاده در تنگناى ظلمت را برمىتابد ؟ - در همهء آفاق ، همچون مثل سائر ، بر آن كوه بلند سوگند مىخورند . - آن كوه ارجمندى كه در مكه ، شوق همهء مشتاقان به پايش نثار مىشود . - دلى كه به هواى آن كعبهء مقصود مىتپد و پرواز مىگيرد ، گويى به بالهاى پرندگان پيوند
--> ( 1 ) . سلافة العصر 355 . ( 2 ) . برخى از اين ابيات را از أمل الآمل و برخى ديگر را از خلاصة الاثر انتخاب كرديم .