الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
385
الغدير ( فارسى )
مدينه منوّره گريخته است و هرگاه شيخ عبد الصمد برادر بزرگتر شيخ بهائى نبود ، نمىتوانست در آن واقعهء حركت به ايران از پدر دور بماند . بيچاره سعيد نفيسى نمىدانسته كه خود شيخ عبد الصمد ، در شكم مادرش بود كه هنگام مهاجرت به ايران ، بدينسان پدر را همراهى كرده است . او نمىدانسته شيخ عبد الصمد مطابق آنچه پدرش شيخ حسين آشكارا اظهار داشته ، در سال وقوع فتنهء مذكور ، يعنى 966 در قزوين به دنيا آمده ، و معلوم نيست نفيسى فرار شيخ عبد الصمد را به سال 966 به مدينه از كجا آورده است . يكى ديگر از اشتباهات نفيسى اين است كه گمان كرده شيخ بهائى كتاب الفوائد الصمدية خود را به نام برادرش شيخ عبد الصمد تأليف كرده است و طبيعى است كه برادر كوچك نام برادر بزرگ را براى كتاب انتخاب كند ، و عكس اين خيلى بندرت اتفاق مىافتد ، آن هم از سوى كسانى كه نفس امّاره آنها را به خاك هلاك نشانده است . اين مرد حرفهاى پوچ و بىمعنى ديگرى در اثبات پندار خود به هم بافته ، و صفحهء تاريخ حيات خود را با چيزهايى كه عقل و منطق آنها را قبول ندارد ، سياه ساخته است . او غفلت داشته از اينكه شيخ حسين پدر شيخ بهائى ، تاريخ ولادت او و برادرش را در نامهاى كه در رياض العلماء در شرح حال او آمده ، ذكر كرده است ، و عبارتش اين است : تولد مبارك دخترم در شب دوشنبه سوم صفر سال 950 ، و تولد برادرش ابو الفضايل محمّد بهاء الدين در غروب آفتاب چهارشنبهء بيست و هفتم ذيحجهء سال 953 ، و تولد خواهرش ام ايمن سلمى پس از نيمه شب شانزدهم محرّم سال 955 ، و تولد برادرش ابو تراب عبد الصمد در شب يكشنبهء شانزدهم سوم صفر سال 963 ، حدود يك ساعت از شب مانده در قزوين اتفاق افتاده است و تولد خواهرزادهاش سيد محمّد در شب شنبه 28 صفر همان سال در قزوين صورت گرفته است . بنابراين شيخ بهائى ، دوازده سال و سى و شش روز از برادرش شيخ عبد الصمد ، علىرغم پندارهاى اين نويسنده ، بزرگتر بوده است . اين نويسنده مىتوانست بزرگى سال شيخ بهائى را از اجازهاى كه پدرش به او و برادرش داده و در آن نام شيخ بهائى را