الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

24

الغدير ( فارسى )

مىگويد كه بسر از اصحاب بود ، ليكن پس از پيامبر استقامت در دين را از دست داد ، يعنى مرتد شد . « 1 » همو نقل مىكند كه بخارى در التاريخ الكبير روايت كرده كه معاويه به سال 37 بسر را مأموريت داد و او وارد مدينه شد و بيعت گرفت . سپس به مكه و يمن آمد و عبد الرحمن و قثم ، دو طفل عبيد اللّه بن عبّاس را به قتل رساند . به روايت زهرى ، معاويه در سال 39 ه او را مأموريت داد و او به منظور تبليغ براى معاويه به مدينه آمد و خانهء زرارة بن خيرون برادر بنى عمرو بن عوف را آتش زد و خانهء رفاعة بن رافع و خانهء عبد اللّه بن سعد از بنى اشهل را نيز آتش زد ، سپس به سوى مكه و يمن به راه افتاد و عبد الرحمن بن عبيد و عمرو بن امّ اراكهء ثقفى را به قتل رساند و همه اين امور ، به گفتهء ابن سعد ، براى آن بود كه معاويه او را گفته بود كه هركس را كه در اطاعت على است ، به قتل رساند . او يك ماه در مدينه اقامت كرد و كسانى را كه گفته مىشد عليه عثمان كمك كرده‌اند ، به قتل رساند و گروهى از بنى كعب را در كنار چاههاى آبشان بين مكه و مدينه كشت و اجسادشان را به چاه انداخت و سپس به يمن آمد و هركه را از قبيله همدان كه در صفين با على بود ، به قتل رساند و بيش از دويست تن را كشت و بسيارى از كودكان را به قتل رساند و همهء اينها پس از قتل على روى داد . ابن يونس گويد : عبيد اللّه بن عبّاس دو فرزند خود عبد الرحمن و قثم را به مردى از بنى كنانه سپرده بود و هردو صغير بودند . وقتى بسر به ميان بنى كنانه رسيد ، خواست كه آن دو را بكشد . مرد كنانى كه كار را بدين منوال ديد ، داخل خانهء خود شد و شمشير برهنه‌اش را برداشت و بر بسر و همراهانش حمله‌ور شد ، در حالى كه اين شعر را مىخواند : - شير آن است كه از حريم خانهء خود دفاع كند و همواره شمشير به دست به حمايت از همسايهء خودپردازد . اين خصلت جوانى است كه برومند و دلاور و به دور از مكر و خدعه باشد .

--> ( 1 ) . تاريخ ابن عساكر : 3 / 220 - 224 .