الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

332

الغدير ( فارسى )

آرزو را كه من نمىتوانم توصيف كنم ، جلب مىكند . او مرواريد كلامش را بر گردن دهر به رشته كشيده ، و عنان كارش را به دست شرافت سپرده ، و در جامهء مجد و شكوه كه به انواع زيور آراسته است ، همواره خودنمايى مىكند . او گوهرهاى بيان را به يارى زبان برمىفشاند و آويزهء گوش جان مىسازد . در دانش پزشكى دست مسيحايى دارد كه بيماران را از مرگ نجات مىدهد و جوهر جواهر را با اعراض مبادله مىكند . - او طلعت بس زيبا و فرخنده دارد ، ليكن بر خلاف آرزوى گوركن و غسّال كار مىكند . ديوان اشعارش مشهور و در دسترس است ، و هنگامى كه اين ديوان را به نظم آورد ، پيش من فرستاد و من آن را مطالعه كردم و همچون باد صبايى يافتم كه بر انواع عطرها و بوى خوش مشك شبانه و كافور صبحگاهى برترى دارد . - وصل يار جز با رنج خوشايند نيست و جور ساقى بس دلازار است . « 1 » محبى شرح حال او را آورده و در آن ، اظهارنظر خفاجى را با اضافاتى نقل كرده است . « 2 » او را قصيدهء « الدر المنظم » و بديعيه‌اى است كه با ديوانش ، چنان كه در شرح حال صفى الدين حلى گذشت ، به طبع رسيده است . او به سال 1005 وفات يافته است . و اين خواننده است كه مىتواند براساس شعرش ، مذهبش را دريابد و به ميزان توانايى او در شعر و قوت و ضعف كلامش پى ببرد . وى نيز قصيده‌اى در مدح پيامبر بزرگوار صلّى اللّه عليه و آله دارد كه چنين آغاز مىشود : - چرا من اين مايه شكوه را در تو مىبينم ، و مهر و دوستىات را در مكه به دل گرفته‌ام ؟ - آيا خواهان تو آرزومند ديدار تست ، ليكن به آرزويش نمىرسد ؟ - يا اينكه همچون كبوتران بر فراز شاخساران باغها زارى مىكند ؟ تا آنجا كه مىگويد : - خدا با بعثت او ، برانگيختن پيامبران را به پايان رساند ، و مهر ختام بر رسالت او گذاشت . - اوست كه در قيامت ، اول و آخر و بسنده و كافى است .

--> ( 1 ) . ريحانة الادب ، خفاجى 270 . ( 2 ) . ر ك : خلاصة الاثر : 2 / 376 .