الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
317
الغدير ( فارسى )
1 ابن ابى شافين بحرانى ( م بعد از 1001 ) بزرگترين داغ و مصيبتى كه در زندگى داشتهام ، بلكه مصيبت گرانى كه ديگر مصايب در پيش آن كوچك و بىمقدار است . - داغ و اندوهى است كه همهء آفاق پرفروغ را تاريك كرده و چهرهء تقوا و دين را دژم و غبار آلوده ساخته است . - مصيبتى كه كوههاى بلند از رويارويى با آن فرومىريزد ، و فروغ يقين و ايمان مكدّر و تاريك مىگردد . تا آنجا كه مىگويد : - پيامبر بزرگوار از سرزمين مكّه پاى بيرون نهاد ، اما كسى را كه مقامش را پنهان داشته بودند ، معرفى نكرده بود . - آنگاه كه به سوى غدير حركت كرد ، جبرئيل امين بر او بشارت آورد تا على را جانشين و ولىّ خود معرفى كند ؛ اين فرمان وحى الهى است كه نبايد در رساندن آن درنگ شود . - گروهى از حاجيان را كه پيش افتاده بودند ، برگرداند و گروههايى هم كه هنوز به دنبال او مىآمدند ، به محلّ غدير رسيدند و گردآمدند .