الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

318

الغدير ( فارسى )

- و آن سرزمينى بود كه پيش از آن ، هيچ سواره‌اى به آنجا كه حرارتى سوزان داشت ، فرود نيامده بود . - پيامبر بزرگوار بر منبر جهاز شتران بالا رفت و رساندن پيام مهم و ارشاد باشكوهى را آغاز كرد . - نخست خداوند بزرگ را ثنا و تقديس فرمود ، و آنگاه به ستودن مرتضى على پرداخت و چنين فرمود : - از جانب خدا فرمانى رسيده كه هرگاه آن را اجرا نكنم ، براستى كه كوتاهى كرده‌ام . - من به نام خدا به تبليغ رسالتش قيام كرده‌ام ، و اين خداست كه در رساندن حق ياورى مىكند . - على در ميان امت من ، برادر من محسوب مىشود و جانشين من است . اوست كه دين خدا را يارى مىدهد و خدا نيز يار همهء ماست . - فرمانبرى از على بر هرمؤمنى واجب است ، و سرپيچى از فرمان او گناهى نابخشودنى است . - هان ! اين سخن مرا آويزهء گوش كنيد و همواره به فرمان او باشيد ، و در جنب اوامر الهى از او اطاعت كنيد ، تا بهره‌مند گرديد . - آيا من به شما از خودتان نزديك‌تر و سزاوارتر نيستم ؟ همگى گفتند : بلى يا رسول اللّه ، اين نصّ قرآن است كه همه‌جا خوانده مىشود . - آنگاه فرمود : آگاه شويد كه هركسى را كه من مولا و پيشواى او هستم ، پس از من ، اين على پيشواى اوست . اين بود ابياتى چند كه از قصيدهء مفصّل شاعر بزرگوارمان ابن ابى شافين در اينجا نقل كرديم . اين قصيده بر پانصد و هشتاد بيت بالغ مىشود كه در جنگهاى نفيس خطى يافت مىگردد .