الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

310

الغدير ( فارسى )

- اين مرواريد دندانهاى به رشته‌كشيدهء تست كه لبخند مىزند ، يا نرگس و يا گل بابونه در كنار درخت خوشبوى است ؟ اين قصيده بسيار مفصلى است كه 129 بيت را دربرمىگيرد ، و صاحب اعيان الشيعة بر 69 بيت آن دسترسى پيدا كرده و چون پنداشته كه تمام قصيده است ، گفته است : قصيده او شامل 69 بيت است و آنگاه تعدادى از آن ابيات را ذكر كرده است . از جمله اشعار اين شاعر اين ابيات است : - هيچ گلى را نبوييدم ، مگر آنكه اشتياق به تو در من فزونى گرفت . - هرجا كه شاخهء درختى جنبشى كند ، گويا كه به سوى تو خم مىشود . - تو چه مىدانى كه از چشمان تو ، چه احساسى در من پديد آمده است . - گرچه تنم از تو دور است ، اما دل و جان من پيش تست . - هرزيبايى و كمالى كه در مردم باشد ، همه منسوب به تست . - تير نگاه تو بر دلم نشست كه كمانش ابروان تست . - اى آرزو ، جان من و هستى من در كف تست . - آه ، اى كاش از بادهء لبانت سيراب مىشدم و شفا مىيافتم . همو اشعارى با همين قافيه ( روى ) سروده است : - باد صبا دامن گشود و منتشر شد و خروس ناله سرداد و جنبش نسيم ، شاخهء درخت بان را به رقص آورد . - برخيز تا روشنايى و فروغ اين چشم‌انداز را كه طلا و نقره نثار مىكند ، تماشا كنيم . - هرگاه مجوس و مشركان اين احوال را مىديدند ، به توحيد مىگراييدند و از شرك بيزارى مىجستند . - هرگاه به سوى ما گذر كنى ، شادمان مىشويم و چون در اين راه ، روى در خاك كشى ، زبان به درود و تحيت برمىگشاييم . شيخ بهايى در كشكول خود از پدرش ، بر همين قافيه ، 18 بيت نقل مىكند كه بيت نخستين آن اين است :