الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

11

الغدير ( فارسى )

ابن عساكر گويد : به او بارها زهر داده شد و پس از آن نجات يافت ، ليكن بار اخير ديگر جان سالم به در نبرد و گفته‌اند كه معاويه يكى از خدمتگزاران را برانگيخت تا او را مسموم ساخت و اين سم چندان اثر كرد كه طشتى آوردند و چهل بار در آن قى نمود . « 1 » محمّد بن مرزبان روايت كرده گويد : جعده دختر اشعث بن قيس كه همسر حسن بود ، به دسيسهء يزيد او را سم خورانيد و يزيد وعده داد كه او را به زنى خود بگيرد و چون حسن وفات كرد ، به يزيد پيام فرستاد كه به وعده‌ات وفا كن . يزيد گفت : به خدا سوگند ، ترا براى حسن نپسنديديم ، چگونه براى خودمان بپسنديم ؟ كثير و به روايتى نجاشى اين اشعار را سروده است : - اى جعده ، گريه كن و دلتنگ مباش ، گريه‌اى راستين و جانسوز ، نه دروغين و ساختگى . - تو در اين خانه ديگر هيچ كسى از مهتر و كهتر را به مانند او نخواهى يافت . - همان خانه‌اى كه عيالش صاحب آن را به دست زمانهء ستمكار سپرد . - خانه‌اى كه هرگاه آتش مهمانى در آن برافروخته مىشد ، مهمانان عالىنسب بدان روى مىآوردند ، چه رسد به بيچارگان بىكس و بىفريادرس . - در اين خانه گوشت طعامها آنچنان پخته و جوشانده مىشد كه صرف آن براى خورنده دشوار نباشد . مزى در تهذيب الكمال فى اسماء الرجال از ام بكر دختر مسور نقل كرده كه گفت : حسن بارها مسموم شد و سرانجام ، وفات كرد و كبدش ناراحت بود . از دنيا كه رحلت كرد ، زنان بنى هاشم يك ماه تمام اقامهء عزا كردند و نوحه سر دادند . در همان كتاب از عبد اللّه بن حسن نقل شده كه شنيدم معاويه يكى از خدمتكارانش را تحريك كرد تا او را مسموم سازد . ابو عوانه از مغيره و او از امّ موسى نقل كرده است كه جعده دختر اشعث حسن را سم داد و وى چهل روز از اثر اين زهر نالان بود . در مرآة العجائب و احاسن الاخبار الغرائب « 2 » نيز نقل شده است : سبب وفات حسن بن على ، سمّى بود كه بدان وسيله مسموم گرديد . گفته‌اند كه زوجه‌اش جعده دختر اسود بن

--> ( 1 ) . تاريخ الشام : 4 / 229 . ( 2 ) . تأليف شيخ ابو عبد اللّه محمد بن عمر زين الدين .