الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

12

الغدير ( فارسى )

قيس كندى آن سم را به دو داد و نيز گفته‌اند كه معاويه او را فريب داد كه صد هزار درهم به او مىدهد و او را به پسرش يزيد تزويج مىكند . همين‌كه حسن وفات يافت ، معاويه پول را به او داد ، اما گفت : حيات يزيد سخت مورد علاقهء من است . گفته‌اند كه حسن هنگام مرگ گفت : شربت سمى تأثير خود را كرد ، اما او به آنچه وعده داده وفا نمىكند و در گفتارش صداقت ندارد . در باب مسموميت آن بزرگوار ، يكى از شيعيان گفته است : - تسليتى را به شما عرضه مىدارم كه غم و اندوه از دل بزدايد . - غم و اندوه ناشى از مرگ پيامبر و كشته شدن وصى او و كشته شدن حسين و مسموم گشتن حسن . زمخشرى نقل كرده است : معاويه به دختر اشعث و همسر حسن ، يعنى جعده صد هزار درهم داد تا او را مسموم كرد . آن بزرگوار دو ماه پس از آن عمر كرد و پيوسته طشتى كه از زير خود برمىداشت ، آكنده از خون بود و مىگفت : من بارها مسموم شده‌ام ، امّا مثل اين‌بار آخر صدمه نديده بودم و كبدم پاره‌پاره شده است . « 1 » در كتاب حسن السريرة « 2 » آمده است : به سال چهل و هفتم هجرت به تحريك معاويه ، جعده دختر اشعث بن قيس كندى همسرش حسن بن على را مسموم كرد و معاويه صد هزار درهم به دو داد و او را به پسرش يزيد تزويج كرد . معاويه امام سبط عليه السّلام را مانع بزرگى در راه آرزوى پليد خود ، يعنى بيعت با يزيد مىدانست و خود را از دو ناحيه در خطر مىديد : از يكسو پيمان صلحى كه با او بست و از سوى ديگر شايستگى ابو محمّد زكى ، امام حسن و هشدارى كه مردم به وى داده بودند . سرانجام ، معاويه با مسموم‌كردن امام ، خود را از اين ورطه نجات داد و وقتى خبر مرگ امام به دو رسيد ، خوشحال شد و شادى و مسرت خود را ابراز داشت و او و اطرافيانش همه به سجده افتادند . ابن قتيبه گويد : حسن بن على كه بيمار شد و همان بيمارى منجر به وفاتش گرديد ،

--> ( 1 ) . ربيع الابرار ، باب هشتاد و يكم . ( 2 ) . تأليف شيخ عبد القادر بن محمد بن طبرى ، دخترزاده محب الدين طبرى مؤلف الرياض النضرة .