الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

238

الغدير ( فارسى )

قاسم بن فيرهء نابينا « 1 » صبحها در فاضليهء بغلس نماز مىخواند ، آنگاه به تعليم قراءت قرآن مىنشست و مردم در رفتن به حضور او به هنگام شب از هم پيشى مىگرفتند ، و هنگامى كه مىنشست ، فقط مىگفت : هركس اول آمده ، بخواند . آنگاه به ترتيب نوبت مقرّر مىخواندند . اتفاقا يك روز گفت : آن كسى كه نفر دوم است ، بخواند و اولى ماند و نخواند . اصحاب نمىدانستند كه گناه او چه بوده كه از قرائت محروم مانده است . شاطبى فهميده بود كه اين شخص آن شب جنب شده ، اما به سبب شدت علاقه‌اى كه به گرفتن نوبت داشت ، آن را فراموش كرده بود . شاگرد قضيّه را دريافت و بيدرنگ به حمام نزديك مدرسه رفت و غسل كرد و پيش از آنكه نفر دوم از قرائت فارغ شود ، خود را به حضور رسانيد و ديد كه شيخ نابينا همچنان بر مسند تدريس نشسته است . دومى كه فارغ شد ، شيخ گفت : آن كسى كه اول آمده ، بخواند . اين واقعه ، يكى از بهترين وقايعى است كه در زندگى بزرگان اين طايفه مىتوان ديد و من نظير آن را در دنيا نديده‌ام . « 2 » اينكه جزرى پنداشته اين حالت ، مخصوص شاطبى بوده و در دنيا نظير آن ديده نشده ، درست نيست ، چه ما شرح حال گروهى از كسانى را كه از دلهاى مردم آگاهى داشتند و غيب را مىدانستند ، پيش از اين نقل كرده‌ايم . گويا اين گروه مغيباتى را انتخاب كرده‌اند كه هربينا و كورى از شنيدن آن در شگفت مىماند يا اين مايه غلو در فضايل را به اينها نسبت داده‌اند . 77 - حشرات از قبر حافظ بلخى خارج مىشوند عمر بن على سرخسى مىگويد : هنگامى كه وخشى « 3 » حافظ ابو على حسن بن على بلخى از دنيا مىرفت ، من نزديك سن بلوغ بودم و حضور داشتم . وقتى كه او را در قبر گذاشتند ، فريادى شنيديم كه مىگفت : حشرات از مقبره خارج شدند ، گويا كه قبر در راه

--> ( 1 ) . ابو محمد ضرير مقرى ، صاحب قصيدهء مشهور به حرز الامانى و وجه التهانى در قراءات كه 1173 بيت دارد . وى به سال 538 به دنيا آمد و به سال 590 درگذشت و در قرافه دفن شد . قبر او مشهور و محل زيارت است . شذرات الذهب : 4 / 302 . ( 2 ) . مفتاح السعادة : 1 / 388 . ( 3 ) . منسوب به وخش ، روستايى در حومهء بلخ .