الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

235

الغدير ( فارسى )

مىساخت . - و چقدر افتخار دارد دستى كه با دست بزرگمرد عالم مصافحه كرده و آن لبى كه ماه را بوسيده است . سيد ابراهيم راوى رفاعى شافعى در قصيده‌اى او را چنين مدح مىكند : - او بود كه به درگاه پيامبر شرفياب شد و آشكارا دستهاى او را بوسيد و خداى تعالى قدرت خود را نشان داد . - آنجا كه محمّد معجزه‌اى نشان داد كه به منظور بزرگداشت احمد انجام گرفت . - چگونه چنين نباشد ؟ در حالى كه او فرزند پيامبر است و پدران فرزندان خود را اين چنين افتخار مىبخشند . سيد سراج الدين مخزومى در كتاب صحاح الاخبار ضمن قصيده‌اى دربارهء رفاعى چنين سروده است : - اى فرزند آن كسى كه قبل از تكوين قالبهاى خاكى به مقام پيغمبرى برگزيده شده بود . - تو در فضاى اخلاص و وجد و در حرم پاك ، چنان با حقيقت پيوستى كه دست حكمت فرقه‌ها از رسيدن به آن كوتاه است . - تو در حالت دورى بر چنان قربى در روضهء پيامبر نايل گشتى كه نورانيت آن همه‌جا را فراگرفت . - اين هنگامى بود كه دست رسول اللّه آشكارا دراز شد و بهترين خلعت را نصيب تو كرد . - هزاران نفر از كشورهاى گوناگون اين امر را مشاهده كردند و پرتو بركت آن به بقاع دوردست نيز رسيد . - اين مجدى است كه شنيدن آن گوشواره‌هاى گوهرين افتخار به گوشهاى ما آويخته است . اين قصه را قاضى خفاجى حنفى و عدوى حمزاوى نقل كرده و ضمن آن گفته‌اند :