الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

227

الغدير ( فارسى )

خلال آنها رفتن به شط و بازگشت به خوابگاه چه مايه وقت گرفته است ، و پس از آن باز مقدارى وقت مانده كه او به بالاى ايوان رفته كه مبادا خوابش بگيرد و چه‌بسا كه هرگاه به خواب خود ادامه مىداد ، تعداد احتلامهايش به چهارصد يا بيشتر مىرسيد ، و چگونه شيطان از اين هيكل قدسى جدا نمىشده و در طول شب با او همراه بوده است . اينها جز خوابهايى كه به دست هواداران كه در فضايل او غلو مىكرده‌اند ، ساخته شده باشد ، چيز ديگرى نيست . 71 - پيغمبر بر گردن عبد القادر قدم نهاده است شيخ سيد عبد القادر گيلانى مىگويد : آنگاه كه جدم در شب مرصاد معراج كرد و به سدرة المنتهى رسيد ، جبرئيل امين عليه السّلام عقب ماند و گفت : اى محمّد ، هرگاه به قدر سر انگشتى نزديك شوم ، آتش مىگيرم . خداى تعالى ، روح مرا در آن مقام پيش او فرستاد ، تا مگر از سرور كاينات استفاده بكنم . من به حضور او مشرّف شدم و نعمت بزرگ وراثت و خلافت را نيكو داشتم . چون حضور يافتم ، به هيأت براق درآمدم و جدم رسول اللّه بر من سوار شد و افسار من در دست او بود ، تا اينكه به مقام قاب قوسين يا كمتر رسيد و به من گفت : اى فرزندم و اى نور چشمم ، قدم من بر گردن تو قرار گرفته است و قدمهاى تو بر گردن همهء اولياى خداى تعالى . آنگاه عبد القادر اين ابيات را بر زبان راند : - به عرش باشكوه خدا بار يافتم و پرتوهاى آن بر من نمايان شد و خدا اين مقام را به من بخشيد . - قبل از تخلّق به اخلاق الهى ، به عرش خدا نگريستم و ملكوت او بر من آشكار شد و خدا مرا بركشيد . - سپس با نظر در احوال من تاج وصال را به من كرامت كرد ، و اوست كه شرافت مىدهد و مرا جامهء تقرب مىپوشاند . « 1 »

--> ( 1 ) . تفريح الخاطر فى ترجمة عبد القادر 5 ، 12 ( مصر ، مطبعهء عيسى البابى الحلبى و شركاء ، 1339 ه ) .