الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
205
الغدير ( فارسى )
است ، نتيجه مىگيريم كه يكى از اختصاصات عمومى كافران ، تراشيدن ريش است . پيامبر ، علاوه بر آن ، بهطور خاص هم فرموده است : ريش خود را انبوه كنيد و با مجوسان و مشركان مخالفت بورزيد . بههرحال ، از احاديثى كه نقل شد ، برمىآيد كه تأكيدى بر انبوهكردن بيش از حدّ ريش در كار نبوده ، چه به روايت ترمذى از عبد اللّه بن عمرو بن عاص ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله از پهنا و درازا ريش را كوتاه مىكرد . ابو داود و نسائى روايت مىكنند كه ابن عمر با كف دست ريش خود را مىگرفت و هرچه اضافه بر آن بود ، آن را مىزد ، و در عبارت ديگر آمده : هرچه در زير قبضهء دست مىماند ، آن را مىچيد و بخارى هم اين را ذكر كرده است . مجموع آنچه اكنون نقل كرديم ، مىرساند كه مراد از « انبوهكردن ريش » اين است كه تمام يا بيشتر آن را نتراشند . مذاهب چهارگانه اسلام بر وجوب بلندكردن ريش و حرمت تراشيدن و كوتاهكردن بيش از اندازهء آن اتفاق نظر دارند : الف : طبق مذهب حنفى ، چنان كه در الدرّ المختار آمده : بر مرد حرام است كه ريش خود را بزند و در النهاية به وجوب كوتاهكردن زايد بر يك قبضه تصريح شده ، اما بيش از اين حد را آنگونه كه بعضى مغربيان و مردان انجام مىدهند ، كسى جايز ندانسته است و تراشيدن همه ريش ، كار يهوديان و هنديان و مجوس مىباشد ، و گفتهاند : هرچه بيش از آن حد باشد ، لازم است كه كوتاه كنند . همچنين از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله روايت شده كه آن بزرگوار از طول و عرض ريش خود را كوتاه مىكرد ، چنان كه امام ترمذى هم در جامع خود اين روايت را نقل كرده است و نظير آن در اكثر كتابهاى حنفيان ديده مىشود . ب : رأى پيشوايان مالكى اين است كه تراشيدن ريش حرام است و نيز اگر آنچنان كوتاهش بكنند كه اطلاق مثله بر آن بتوان كرد . البته ، هرگاه خيلى مختصر كوتاه كنند كه اطلاق مثله بر آن صدق نكند ، اين امر محل اختلاف است و چنان كه از شرح رسالهء ابو الحسن و حاشيهء علامه عدوى برمىآيد ، مكروه است . ج : رأى پيشوايان شافعى در اينباره چنان است كه در شرح العباب مىخوانيم كه