الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

206

الغدير ( فارسى )

شيخان [ ابو بكر و عمر ] گفته‌اند : تراشيدن ريش مكروه است . ابن رفعه معترض شده كه شافعى ، رضى اللّه عنه ، تصريح بر حرمت دارد و اذرعى گفته : صواب اين است كه اجمالا تراشيدن حرام است ، بىآنكه علتى در نظر گرفته شود و نظير اين در حاشيهء ابن قاسم عبادى بر كتاب مزبور ذكر شده است . د : در مذهب حنبلى به حرمت تراشيدن ريش تصريح شده است . بعضى از علما گفته‌اند : حرمت تراشيدن ريش مورد تصديق است و بعضى حرمت را به روشنى ذكر مىكنند ، ليكن مخالفت با آن را ذكر نمىكنند مثل صاحب الانصاف ، و همين نظر از شرح المنتهى و شرح منظومة الآداب نيز استفاده مىشود . از آنچه گذشت معلوم مىشود كه حرمت ريش تراشيدن ، جزء دين خدا و شريعت اوست كه بجز آن قانونى بر بندگان نفرستاده و عمل بر غير اين دين ، گمراهى و تباهى در پى دارد و به فسق و جهالت ، يا به غفلت از هدايت پيشوايمان محمّد صلّى اللّه عليه و آله مىانجامد . آرى امثال شبلى و حافظ كه به هواى دوستى خداوند ريش مىتراشيدند و كسانى كه با اطناب تمام ، به روايت احاديثى در باب ريش ابو بكر صديق پرداخته‌اند ، نيازى به ريش نداشتند ، بلكه نيازمند عقل كامل بودند ، همان عقلى كه سمعانى در ذيل نام « الرستمى » از مطين بن احمد نقل كرده كه گفته است : پيغمبر را در خواب ديدم و عرض كردم : اى پيامبر خدا ، مىخواهم ريش بلندى داشته باشم ، فرمود : ريش تو خوب است ، تو به عقل كاملى احتياج دارى . « 1 » 57 - ستون نورى از آسمان تا گور حنبلى ابن عماد حنبلى در شرح حال ابو بكر عبد العزيز بن جعفر حنبلى ، معروف به غلام خلّال ( م 363 ) مىنويسد : عباس بن ابى عمرو شرابى گفت : يك شب كارى داشتم كه به آن اقدام كردم . چون برگشتم و رو به خانه خود كه در « باب ازج » بود ، نهادم ، ستون نورى را مشاهده كردم كه از وسط آسمان به درون مقبره مىتافت . من به آن نور خيره شدم و

--> ( 1 ) . الانساب : 3 / 63 . ( و )