الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

202

الغدير ( فارسى )

عياض گفته است كه تراشيدن و كوتاه‌كردن يا كندن ريش مكروه است ، اما هرگاه بيش از اندازه بلند شود ، گرفتن از طول و عرض آن نه‌تنها خوب است ، بلكه درازكردن آن همچون كوتاه كردنش هرگاه به منظور شهرت باشد ، كراهت دارد . نووى به دنبال اين مىگويد : اين خلاف ظاهر خبر است كه امر به توفير شده ، رويش اضافه مىكند كه قول مختار و پسنديده اين است كه ريش را به حال خود بگذارند و كوتاه نكنند ، و مراد او از اين قول در غير مناسك حج بوده ، چرا كه شافعى در مناسك اين كار را مستحب مىداند . « 1 » ابن حجر نيز گفته است : ابن التين ظاهر آنچه را كه ابن عمر نقل كرده ، انكار نموده و گفته است : مراد اين نبوده كه او به اندازهء قبضه‌اى اكتفا مىكرد ، بلكه زير چانه را با چهار انگشت به هم چسبيده مىگرفت و پايين موها را مىزد ، تا موهاى ريش يكدست شود . ابو شامه مىگويد : طايفه‌اى هستند كه حتى بدتر از مجوس ريش خود را مىتراشند و موها را مىبرند . نووى گفته است : نگاهداشتن مويى كه در صورت زنان مىرويد ، امرى جداگانه است و مستحب است آن را بتراشند . همچنين است حكم سبيل كه بر صورت زنان برويد . « 2 » 4 - مناوى گفته است : ريش خود را انبوه كنيد و پر نگهداريد و جايز نيست كه آن را بتراشند يا بكنند و يا بسيار آن را كوتاه كنند . در التنقيح هم‌چنين آمده ، با اين تفاوت كه با تأكيد همراه است و اضافه مىكند كه علت آن چيست و مىگويد : بر يهود تشبّه نكنيد ، چرا كه آنها برعكس اين عمل رفتار مىكنند و در خبر ابن حبان آمده كه مجوس هم عين يهود است و در خبر ديگر آمده كه آنان با مشركان يكسانند ، و به روايت ديگر آل كسرى هم از آنهاست . حافظ عراقى گفته است : مشهور آن است كه ريش تراشيدن كار مجوسان است و مكروه است كه ريش را كوتاه كنند و در بلند بودن ريش هم اختلاف كرده‌اند . بعضى گفته‌اند : اشكالى ندارد كه همچون ابن عمر ، با كف دست آن را بگيرند و ما زاد را بزنند ، و بدين رأى تابعين اجماع كرده‌اند و شعبى و ابن سيرين آن را مستحب ، و ليكن

--> ( 1 ) . فتح البارى : 10 / 288 . ( 2 ) . همان : 10 / 289 .