الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
203
الغدير ( فارسى )
حسن و قتاده آن را مكروه دانستهاند و قول صحيحتر آن است كه زدن اضافى ريش ، مادام كه خيلى انبوه نشده و بيش از اندازه بلند نشده باشد ، مكروه است . « 1 » 5 - سيد على قارى در شرح الشفاء قاضى « 2 » نقل كرده است كه از تراشيدن ريش نهى شده است ، اما هرگاه زياده بر قبضهء دست باشد ، زدن اضافى اشكالى ندارد . 6 - در شرح خفاجى بر شفاء آمده است : كوتاهكردن ريش ، چنان كه ياد شد ، مستحسن است و شكل ظاهرى ريش طورى بايد باشد كه از كف دست زايد باشد ، اما از تراشيدن ريش نهى شده است ، زيرا اين عادت مشركان است . « 3 » 7 - شوكانى گويد : پركردن ريش ، به نوشتهء قاموس ، انبوه ساختن آن است . در روايت بخارى آمده : ريش خود را انبوه كنيد ، و در روايت ديگر از مسلم آمده است : ريشهاى خود را انبوه كنيد . البته ، عادت ايرانيان اين بود كه ريش را كوتاه مىكردند ، اما شارع از آن نهى فرموده و امر به انبوهكردن آن نموده است . قاضى عياض گفته است : تراشيدن و كندن و سوزاندن ريش كراهت دارد ، اما كوتاهكردن عرض و طول آن پسنديده است . سپس بقيهء اقوال را درباره افزونى ريش نقل مىكند . « 4 » همو گفته است : از مجموع احاديث ، پنج روايت نتيجه مىشود كه به اختلاف عبارات : اعفوا ، اوقوا ، ارخوا ، ارجوا و وفّروا وارد شده و همگى به معنى اين است كه ريش را به حال خود رها كنيد ، و گفتهاند كه با مجوس مخالفت كنيد و اين امر پيش از اين ذكر شد كه عادت ايرانيان اين بود كه ريش خود را مىچيدند و شرع از اين كار منع كرده است . « 5 » 8 - طحاوى آورده است : ابن حبّان در خبرى به علت اين كار اشاره مىكند و مىگويد : مجوس عين يهود هستند و در روايت ديگر عين مشركانند . پس كوتاهكردن ريش مكروه است و گذشتگان در بلندى ريش هم اختلاف كردهاند ، سپس اقوالى را كه پيش از اين
--> ( 1 ) . فيض القدير : 1 / 198 . ( 2 ) . حاشيهء شرح الخفاجى على الشفاء : 1 / 343 . ( 3 ) . نسيم الرياض فى شرح شفاء القاضى عياض : 1 / 343 . ( 4 ) . نيل الاوطار : 1 / 136 . ( 5 ) . همان : 1 / 142 .