الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
200
الغدير ( فارسى )
جمهور فقها استدلال مىكنند كه بهتر است ريش را به حال خود گذاشت و از آن نبايد چيزى كوتاه كرد و اين قول شافعى و اصحاب اوست . قاضى عياض گفته است : تراشيدن و كوتاهكردن يا سوزاندن ريش مكروه است . قرطبى در المفهم گفته است : جايز نيست كه ريش را بتراشند يا بكنند يا بخش اضافى آن را كوتاه كنند . قاضى عياض گفته است : بهتر است كه از طول ريش كوتاه كنند و نيز گفته است : همچنانكه كوتاهكردن و كندن ريش كراهت دارد ، بسيار بلندكردن آن هم به قصد شهرت مكروه است . همو گفته است كه علماى گذشته اختلاف كردهاند كه آيا اين عمل حدى دارد يا نه ؟ برخى گفتهاند : اين كار حدى ندارد ، ليكن تا آن اندازه نبايد بلند كرد كه به حد شهرت برسد و بايد به ميزان شهرت كه رسيد ، كوتاه كنند و مالك طول ريش را جدا مكروه دانسته است . برخى علما كوتاهكردن اضافى يك قبضه را جايز دانستهاند . بعضى علما كوتاهكردن اين اندازه را هم مكروه دانستهاند و فقط در حج و عمره بدان اجازه دادهاند . 2 - غزالى مىنويسد : پيغمبر فرموده است : ريش خود را انبوه كنيد ، و در خبر آمده است كه يهود سبيل خود را انبوه و ريش خود را كوتاه مىكردند و مىتراشيدند ، پس شما با آنها مخالفت كنيد . البته ، بعضى علما تراشيدن را مكروه و بدعت دانستهاند . « 1 » همو مىافزايد : در ريش بلند اختلاف كرده و گفتهاند : مرد اگر با كف دست ريش خود را بگيرد و اضافه بر قبضه را بزند ، اشكال ندارد . ابن عمر و جماعتى از تابعين اين كار را مىكردند و شعبى و ابن سيرين نيز اين عمل را پسنديدهاند ، اما حسن و قتاده آن را مكروه دانسته و گفتهاند : به حال خود گذاشتن ريش به منظور كسب عافيت ، بهتر است ، چرا كه پيغمبر فرموده است : ريش را انبوه كنيد . اين امر نزديك به حقيقت به نظر مىرسد ، به شرط آنكه به حد كوتاهكردن اطراف و گردكردن آن نرسد ، چرا كه طول بيش از اندازه خلقت را مشوّه نشان مىدهد و زبان ياوهگويان و غيبتكنندگان را باز مىكند و اشكالى ندارد كه بدين منظور از افراط در درازى ريش خوددارى شود . « 2 » 3 - ابن حجر آنجا كه حديث نافع را ذكر مىكند ، مىنويسد : ابن عمر هرگاه به حج يا
--> ( 1 ) . احياء علوم الدين : 1 / 146 . ( 2 ) . همان : 1 / 148 .