الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
191
الغدير ( فارسى )
كسانى كه اين نامه به آنها رسيده ، ديوانه بودهاند « 1 » ، به جهت اينكه اين نامه را نگاه نداشتهاند تا مردم بدان تبرّك جويند و از آن استفاده كنند ، و آيندگان هم آن را به عنوان سند معتبرى حفظ نمايند و در شمار يكى از آثار گرانقدر نگاه دارند . اما اينان از نگاهدارى آن معذور بودهاند ، چرا كه تمامى اينها دامهايى است كه ناآزمودگان امت محمّد صلّى اللّه عليه و آله را در آن افكندهاند . 48 - درخت امّ غيلان خرما مىدهد بكر بن عبد الرحمن ، رحمة اللّه عليه ، مىگويد : با ذو النون مصرى ( م 245 ) در بيابانى بوديم . به زير درختى رسيديم و گفتيم : چقدر خوب بود اگر در اينجا خرما مىبود . ذو النون لبخندى زد و گفت : آيا خرما ميل دارى ؟ آنگاه درخت را حركت داد و گفت : به خدايى سوگندت مىدهم كه ترا رويانده و به صورت درخت درآورده است كه به ما خرماى تازه بدهى . سپس تكان داد و خرماى تازه ريخت و خورديم و سير شديم . آنگاه خوابيديم و بيدار شديم و چون دوباره درخت را تكان داد ، خار بر ما ريخت . « 2 » حريفيش و يافعى اين مطلب را آوردهاند ، و يافعى مىگويد : گروهى از صالحان اين روايت را نقل كردهاند و بسيارى از علما نيز از آنها روايت نمودهاند . از خداى سبحان مىخواهيم كه به اين صالحان و عالمان عقل كافى عطا كند ، تا در برابر اين خرافات تسليم نشوند . 49 - ابن ابى الحوارى در تنور ابن عساكر و ابن كثير روايت كردهاند : احمد بن ابى الحوارى ( م 246 ) « 3 » با ابو سليمان دارانى پيمان بسته بود كه كارى نكند كه او را به خشم بياورد ، يا با او مخالفت كند . يك
--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى ) : 11 / 121 ، 125 ، 137 . ( 2 ) . الروض الفائق 126 ؛ مرآة الجنان : 2 / 151 . ( 3 ) . يكى از اعلام و بزرگانى است كه ابو داود و ابن ماجه و ابو حاتم از او روايت مىكنند .