الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

190

الغدير ( فارسى )

با چهرهء زيبا به ملاقات مؤمنان بيايند ، پذيرفته‌اند . باوجوداين ، ابو العلاء اين اندازه نيز به آنها اجازه نداده و بر سر آنها داد كشيده است و امام احمد نيز با آنها چنان رفتارى كرد و مالك آنها را از ناصر الدين لقانى رانده است يا اينكه بگويم دو ملك نكير و منكر بر اثر مرور زمان به روزگار ناصر الدين كه رسيده‌اند ، پير و ناتوان شده‌اند و سستى بر آنها چيره شده و شجاعت و جرأتشان كم شده است و ديگر آن مهابتى كه لازم است ، نداشته‌اند ؟ و سرانجام معلوم نشد كه چرا خداوند سبحان ، اين اشخاص را بر دو ملك موكّل گرامى مسلط كرده ، در حالى كه اختلال در نظام مرتب و مقرر الهى لازم مىآيد . به خدا پناه مىبريم از اين پندارهاى پست و سست . 46 - ابرى بر جنازه‌اى سايه مىافكند حافظ جزرى مىنويسد : ابن اخرم محمّد بن نضر دمشقى به سال 241 يا 242 در دمشق وفات يافت . عبد الباقى مىگويد : پس از نماز ظهر ، بر جنازهء او در نمازگاه نماز خواندم ، در حالى كه يك روز تابستانى بود ، ناگهان ابرى به بالاى جنازهء او رسيد و از نمازگاه تا قبر او سايه افكند كه مىتوان آن را شبيه يكى از آيات دانست . « 1 » به قول شاعر : - در هرچيزى براى وجود خدا نشانه‌اى است كه دلالت دارد بر اينكه خدا يگانه است . 47 - جوانى منتظر اجازهء پروردگار است حريفيش از ذو النون مصرى روايت مىكند كه گفت : جوانى را در كعبه ديدم كه بسيار ركوع و سجود مىكرد . نزديك شدم و گفتم : تو خيلى نماز مىخوانى . گفت : منتظر اجازهء پروردگارم هستم كه از نماز دست بردارم . مىگويد : آنگاه ديدم نامه‌اى افتاد و در آن نوشته شده بود : از خداوند عزيز بخشاينده به بندهء راستين خودم : منصرف شو كه هرچه گناه در گذشته و حال كرده‌اى ، همه را آمرزيدم . « 2 »

--> ( 1 ) . طبقات القرّاء : 2 / 271 . ( 2 ) . الروض الفائق 126 .