الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

152

الغدير ( فارسى )

از او فروتر است ! پناه بر خدا كه چنين چيزى خدا نيافريده است . به خدا كه اين جز دروغ و يك امر ساختگى ، چيز ديگرى نيست و اسلام و مبانى و مبادى اسلام آن را نمىپذيرد و عقل و منطق آن را قبول ندارد . خدا اين تعصب كوركورانه و جاهلانه را نابود كند ، اين آدميزاد بر چه فرومايگانى رجزخوانى مىكند ؟ از ابو مسلم شامى خارجى كه به ستم با امام عصر خود به محاربه برخاسته بود ، يك چهرهء عابد و زاهد پارسا مىسازد كه صاحب كرامات و مقامات باشد ، و از اين شخص منحرف و ملحد ، شخصيتى مىسازد كه در زهد و اطاعت و قربانى و عبادت ، او را پايگاهى همچون عيسى بن مريم عليه السّلام ممدوح نبى اعظم صلّى اللّه عليه و آله « 1 » ببخشد ، و سرانجام در زندان جان سپارد . خدايا ما را ببخشاى و بازگشت ما به سوى تست . 12 - ربيع پس از مرگ سخن مىگويد از ربعى بن خراش « 2 » عبسى نقل شده كه گفت : برادرم ربيع بن خراش بيمار شد و با همان بيمارى درگذشت . وقتى آمديم كه جامه را از رويش بكشيم ، گفت : سلام بر شما . گفتم : و سلام بر تو . آيا دوباره آمدى ؟ گفت : آرى ، و ليكن پس از شما با خدا ديدار كردم و او با مهربانى و لطف و بدون خشم با من ديدار كرد ، سپس لباسى از حرير سبز بر من پوشاند و من از او اجازه خواستم كه بشارت اين حال را به شما بگويم و خدا اجازت فرمود و اكنون حال من اين‌چنين است كه مىبينيد . پس كار نيك كنيد و به خدا نزديك شويد و شما را مژده باد و نترسيد . « 3 » در روايت ابو نعيم آمده : برادرم ربيع بن حراش وفات يافت و ما دور او حلقه زده بوديم . كسى فرستاديم كه جهت او كفن بخرد . ناگاه روى خود را باز كرد و گفت : سلام بر شما . مردم

--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 1 ) : 8 / 315 - 324 . ( 2 ) . در بسيارى از مصادر « خراش » ضبط شده ، ولى صحيح آن « حراش » است ، چنان كه در تهذيب التهذيب آمده است . ( 3 ) . تاريخ ابن كثير : 6 / 158 ؛ الروض الانف : 2 / 370 ؛ صفة الصفوة : 3 / 19 .