الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
151
الغدير ( فارسى )
ابو مسلم خولانى دارندهء اين خزعبلات را مىشناسيد ؟ آيا مىدانيد كه اين شخص ، اين همه كرامات را خود ساخته و پرداخته است ؟ آيا مىتوان قبول كرد كه يك مرد الهى زير پرچم پسر هند ستمگر درآيد و به او و باورداشت او ايمان آورد و نزديكى به او را بر تقرب پروردگار ترجيح دهد و خودش از كرامت و آگاهى برخوردار باشد ؟ آيا باور دارى كه جامعهء شام در عصر معاويه ، كسى را بپرورد كه خداشناس باشد و كارهايش از روى بصيرت انجام گيرد و بخششها و عطاياى آن فرمانرواى گزنده و خطرناك او را از راه حق منحرف نكند ؟ آرى ، دست دروغ و مكر ، اين همه دروغها را همچون علامت و نشانى به منظور تشكر از ابو مسلم و به پاس دوستى او با خاندان بنىاميه و دشمنى با خاندان وحى ساخته و پرداخته است . اين مرد از طرفداران عثمان و منسوب به امويان بود و در زير پرچم قاسطين بر امام زمان خود خروج كرده و گفته بود : اى مردم مدينه ، شما در ميان قاتل و خاذل قرار گرفتهايد كه خدا به هردو كيفر بدى بدهد . اى مردم مدينه ، شما از قوم ثمود هم بدتريد ، چرا كه قوم ثمود ناقهء خدا را كشتند و شما خليفة اللّه را به قتل رسانديد ، و معلوم است كه خليفهء خدا از ناقهء خدا برتر است . اين مرد ، در جنگ صفين ، سفير معاويه نزد على عليه السّلام بود و برخى نامههاى معاويه را به امام رسانيد . آنگاه كه امام عليه السّلام اقامهء حجت كرد و او را در برهان مغلوب نمود ، او بيرون آمد و گفت : اكنون جنگ و نبرد بر ما گوارا شد و همو بود كه در روز صفين رجز مىخواند : - دردى ندارم ، دردى ندارم ، زره خود را به تن كردهام و در پيشگاه طاعت خود مىميرم . « 1 » اين چه كسى است كه در اطاعت پسر هند حاضر به مرگ شده است ؟ به دنبال هوسها و شهوات او مىتازد ، در تمام كارها او را امام متبع مىشمارد ، با امام زمان خود كه به فرمودهء خدا مطهر است ، به نبرد برمىخيزد و او را نمىشناسد . از آنچه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دربارهء جنگ با على عليه السّلام بهطور عموم و در جنگ صفين خصوصا سفارش فرموده بود ، اعراض كرد و گامهاى بلندى در اين جنايات برداشت ، تا اينكه در نظر بنىاميه صاحب اين كرامات و منزلت رفيع گرديد كه با مقام انبياء برابرى مىكند ! و مقام هرولىّ صادقى
--> ( 1 ) . صفين نصر بن مزاحم 95 - 98 ؛ تاريخ ابن عساكر : 7 / 319 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 3 / 408 .