الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

126

الغدير ( فارسى )

سرمشق قرار دهند و پيغمبر در كداميك از اين دو حالت خشم و رضا ، مقتداى بشر و حجت مخلوقات و پيشواى امّتها شناخته مىشد . با آن تصور باطل بين پيغمبر و امت او كه غضب گريبانگير آنها و هواى نفس بر آنها مستولى است ، چه امتيازى مىماند ؟ و هرگاه پيغمبر چنان سخنى مىفرمود ، چه كسى مىتوانست رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را اسوهء خويش قرار دهد ؟ و در اين صورت ، مسلمانانى كه دشنام و نفرين از آنها صادر مىشد و يكديگر را لعنت مىكردند ، با آن دعاى پيغمبر ، در واقع معصيت آنها نوعى طاعت و نكوكارى و كفّاره و تقرّب به خدا محسوب مىشد . گزافه‌گويى و لاف‌زنى ابن حجر به جايى رسيده كه به ذيل حديث مسلم كه هرگز با عقل و منطق و اصول مسلم دينى سازگار نيست ، تمسّك كند تا بدين وسيله بتواند از فرومايگى كسى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله او را نفرين كرده و از پيش خود رانده و هم از لعن پسر فرومايه‌اش جلوگيرى كند . « 1 » طايفه‌اى در اين مقام تعبيرات و تأويلات گوناگون ابراز داشته‌اند ، و نمونهء آن برداشتى است كه يكى « 2 » از آنان از ظاهر اين حديث دارد و براساس آن اين محظورات را فقط بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مباح مىداند . سيوطى در ذكر خصايص رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بابى را به اين اختصاص داده كه پيغمبر مىتواند كسى را كه بخواهد بىجهت نفرين كند « 3 » و قسطلانى روايت مىكند كه پيغمبر مىتوانست پس از امان دادن هم بكشد ، و هركس را خواهد بى جهت لعن كند ، اما خدا لعن و دشنام او را وسيلهء تقرّب لعنت‌شده و دشنام‌داده‌شده قرار مىدهد . « 4 » آيا بر خرد صاحب اين طرز تفكّر نمىخندند ؟ اين شخص چگونه فرض مىكند لعنت اين ملعون مستوجب رحمت و بخشايش خدا باشد ، با آن دعايى كه پيغمبر كرده است . وانگهى چه مجوّزى مىتوان پيدا كرد كه مطابق آن ، پيامبر رحمت ، آنها را در مقابل

--> ( 1 ) . الصواعق المحرقة 108 . ( 2 ) . الخصائص الكبرى ، سيوطى : 2 / 244 ؛ المواهب اللدنية : 1 / 395 . ( 3 ) . ر ك : الخصائص الكبرى : 2 / 244 . ( 4 ) . المواهب اللدنية : 1 / 395 .