الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

125

الغدير ( فارسى )

بهايم و خروس و كبك و باد برحذر مىداشت و مىفرمود : هركس چيزى را نفرين كند كه شايسته آن نيست ، آن لعنت به خودش برمىگردد . « 1 » همو به آن مردى كه با او حركت مىكرد و شترش را لعنت كرد ، فرمود : اى بندهء خدا ، با شترى كه لعنت كردى ، همراه ما حركت مكن « 2 » و نيز وقتى كنيزى شترش را لعنت كرد ، فرمود : نبايد شترى كه لعنت شده با ما بيايد ، و در حديث معمر آمده : شما را به خدا آن كاروانى كه مشمول لعنت خداست ، با ما همراهى نكند . « 3 » رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در اين‌باره خيلى مبالغه و تأكيد داشت و مردم را از لعنت‌كردن بازمىداشت ، تا آنجا كه سلمة بن اكوع مىگويد : هنگامى كه مردى برادرش را لعنت مىكرد ، در نظر ما درى از گناهان بزرگ مجسم مىشد . « 4 » پس ادعاهاى باطل را ترك و سخنان پريشان را رها بايد كرد و هركه را پيغمبر لعنت كند ، او به واقع ملعون است و هركه را سب بگويد ، شايستهء آن است و هركه را تازيانه بزند ، از روى شرع مبين زده است . هركه را پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله دعا كند ، اين دعا شامل حال او مىشود . آيا هيچ فرد آگاهى مىتوان يافت كه آن پندار خوارىآور را بپذيرد و بتواند قبول كند كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كسى از نيكان امت را كه شايستهء نفرين نيست ، نفرين كرده باشد يا بر عليه او دعا فرمايد ؟ حاشا ، پيغمبرى كه بر مكارم اخلاق مبعوث شده ، از اين افتراى ساختگى منزّه و به دور است . هرگاه اين توهّم صحت داشت ، وهن و ناهماهنگى در كردار و گفتار و در قضاوت و حدود پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله راه مىيافت و ديگر كسى حاضر نبود كه يك رادع و دفع‌كنندهء الهى را درك كند ، و مقام معصوم پيامبر را در مبارزه با شهوت و نشاندن آتش خشم بپذيرد و سرانجام با چنان توهّمى ، چگونه مىتوانستند از سنّت او پيروى كنند و آثار رسالتش را

--> ( 1 ) . الترغيب و الترهيب : 3 / 197 . مؤلف حديث را صحيح دانسته است . ( 2 ) . همان : 3 / 196 . مؤلف گفته كه اسناد آن خوب است . ( 3 ) . صحيح مسلم : 8 / 23 . ( 4 ) . الترغيب و الترهيب : 3 / 195 . مؤلف گفته كه سند آن نيكوست .