الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

86

الغدير ( فارسى )

سرازير شدند . در اين وقت عبد الرحمن چنين سرود : - اگر على نمىبود ، آن‌كه خدا مرا به دستش از بند و زنجير رهانيد . - هرگز به هنگامى كه غل و زنجير بر اندامم فشار مىآورد ، از كسى خواستار كمك براى رهايىام نمىشدم . - جانم فداى على باد كه مرا از چنگ كافرى كه خدا را ناديده گرفته بود ، رهانيد . عبد الرحمن در جنگ صفين همراه على بود . طبرى از طريق عوانه مىگويد : در نبرد صفّين عبد الرحمن بن حنبل اين سرود رزمى را مىخواند : - اگر مرا بكشيد ، من ابن حنبل هستم كه در ميان شما نعثل [ عثمان ] را هجو كردم . « 1 » اين يك تن از كسانى است كه در آن زمان آزار و فشار و شكنجهء بسيار ديده‌اند و در سياه چال زندان به بند و زنجير كشيده شده‌اند . هيچ گناهى نكرده بودند و تنها جرمشان - به زعم حاكم و همدستانش - اين بود كه منكرات و كارهاى خلاف اسلام را نكوهش مىنموده و شيفتهء رويه و قوانين اسلام بوده‌اند . دربارهء دوستان و هم‌زبانشان بارها سخن گفته‌ايم و آن سخنان را در اينجا تكرار نمىكنيم . نظرى به اشعار اين صحابى عالىقدر كافى است كه ايمان سرشارش و شيفتگى او را به رويهء اسلامى و ضديتش را با انحراف و كافرمنشى بنمايد . 48 - تبعيد امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام بحث از آنچه در ايام خلافت عثمان ميان او و امير المؤمنين على عليه السّلام اتفاق افتاده است ، شايد عواطف جماعتى را جريحه‌دار سازد و عاقبت خوشى نداشته باشد . گرچه تاريخ جز اندكى از آن ماجراها را به خاطر نسپرده ، امّا باز همان اندك براى رساندن و فهماندن واقعيات آن ايام و ماهيت عثمان كفايت مىكند ، و ما بزرگوارانه از آن چشم مىپوشيم و هرگز بر سر كلمات زشتى كه از دهان عثمان بيرون آمده ، نمىايستيم ،

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى : 6 / 25 ؛ تاريخ اليعقوبى : 2 / 150 ؛ الاستيعاب : 2 / 410 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 66 ؛ الاصابة : 2 / 395 .