الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
87
الغدير ( فارسى )
كلماتى كه غبارش هرگز بر دامن كبريايى على عليه السّلام نمىنشيند . آيا كسى كه صميمانه ايمان آورده و خويشتن را تسليم خدا گردانيده ، و نيكوكار باشد و به قرآن و آنچه دربارهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و در فضايل على عليه السّلام آمده ، باور داشته باشد و سالها با او همنشين بوده و از نزديك با او آشنايى داشته و از روحيهء بزرگوارانه و فضايل عاليهاش آگاهى داشته باشد و بداند در موقعيتهاى حسّاس با چه فداكارى و عشقى از اسلام دفاع و حمايت كرده و در استوارى آن كوشيده است ، آيا چنين مسلمانى امكان دارد كه به برادر پيامبر اكرم كه خدا در قرآن او را پاك شمرده است ، بگويد : اگر به مروان دشنام دادى ، چرا نبايد او به تو دشنام دهد ؟ به خدا قسم ، تو در نظر من بر او برترى ندارى « 1 » ، در حالى كه مىدانيم مروان بن حكم كسى است كه پيامبر او و پدرش را طرد كرده و بر آن دو لعنت فرستاده است . يا به او بگويد : به خدا قسم ، اى ابو الحسن ! نمىدانم خواستار مرگ توام يا آرزومند ادامهء زندگى است . به خدا اگر بميرى ، خوش نمىدارم بعد از مرگت براى ديگران زنده بمانم ، زيرا كسى را بهتر از تو نمىيابم ، و اگر زنده بمانى ، هيچ گردنكش نافرمانبردارى را نمىيابم كه ترا پشتيبان و نردبان خود نساخته و ترا پشت و پناه خويش نشمرده باشد بهطورى كه فقط مقامى كه در نظر تو دارد و مقامى كه تو در نظرش دارى ، مرا از كيفرش بازمىدارد . بنابراين ، رابطهء من با تو رابطهء فرزندى است كه توسط پدرش عاق و رانده شده باشد كه اگر بميرد ، غم مىخورد و اگر زنده بماند ، طردش مىنمايد . « 2 » يا بگويد : تو بالاتر از عمار نيستى ، و نه كمتر از او مستحق تبعيدى . « 3 » يا بگويد : تو بيش از عمار مستحق تبعيد شدنى . « 4 » يا حرف خشنى كه مورخان دوست نمىدارند از آن ياد كنند ، و ما از ذكرش مىگذريم . « 5 » علاوه بر اينها ، او را از شهر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بيرون مىراند و از خانه و كاشانهاش آواره
--> ( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 1 ) : 8 / 304 ، 310 . ( 2 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 18 . ( 3 ) . الفتنة الكبرى ، طه حسين 165 . ( 4 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 19 . ( 5 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 1 ) : 8 / 298 ، 299 ، 306 ، 323 .