الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
85
الغدير ( فارسى )
- و درآمدى را كه ابو موسى اشعرى از اموال عمومى آورده بود ، به نزديكانت دادى . - آن دو امين ( ابو بكر و عمر ) براستى راه روشن ( طرز حكومت اسلامى ) را كه مايهء هدايت به رضاى ايزد است ، باز نمودند . - و بر اثر آن نه حتى يك درهم به ناروا و به غضب از كسى ستاندند و نه يك درهم به هواى دل به كسى دادند . « 1 » پس دستور داد تا او را در خيبر زندانى كردند . مرزبانى در معجم الشعراء از قول او در زندان چنين سروده است : - از زنجيرهاى گران و تنگى كه در خيبر بر اندامم هست ، به خدا شكايت مىبرم و نه بر مردم . - البته به استثناى ابو الحسن ، على بن ابى طالب عليه السّلام در خيبر و در اعماق قموص كه پندارى ژرفترين گودهاست . - آيا اگر سخن حقى به زبان آورده يا به رعايت حقى خوانده باشم ، بايد كشته شوم ؟ در آن صورت اگر هرحق خوانى بميرد ، چه كسى براى حق برجا مىماند ؟ از زندان براى على و عمار ياسر چنين نوشت : - به على و عمار كه در سرمنزل دينشناسىاند و همه بايد بدانجا بشتابند ، بگو : - هيچ نادانى را گرچه سخت بيمار اعتقادى و روحى باشد ، بىآموزش وامگذاريد و چندانش بياموزيد تا به افتخار دينشناسى نايل آيد . - جز شمشير برنده چيزى برايم نمانده است ، و آن راستروى نيكوكار - اگر در انجمن ، آن جماعت ( عثمان و مخالفان على ) در دلايل و بهانههاى محكوميتم بيداد نمايند - مىداند كه من بيگناه و مظلومم . على همچنان با عثمان در مورد آزادى عبد الرحمن صحبت مىكرد تا بالاخره با اين شرط موافقت كرد كه در مدينه زندگى بكند . پس او را به خيبر تبعيد كرد و در قلعهاى بنام قموص مىزيست تا آنكه مسلمانان بر عثمان شوريدند و از هرسوى كشور به طرفش
--> ( 1 ) . اين ابيات به اسلم نيز نسبت داده شده است . رك : الغدير ( متن عربى / چ 1 ) : 8 / 254 .