الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

70

الغدير ( فارسى )

عثمان كارهاى ناروايى سر زده كه بعدا پشيمان شده و توبه كرده است . آنان نمىدانند كه اين ، حكم محكوميت عثمان است ، زيرا حاكمى كه نتواند جلو خشم بى جا و بىدليل و نارواى خود را بگيرد و دست از صدور احكام و انجام عمليات نابخردانه باز دارد ، نمىتوان او را در امور دينى يا ادارهء جامعه و امور دنيوى كارگزارى امين دانست ، چون اگر كسانى نباشند كه او را پىدرپى ملامت كنند و از كارهاى خلافش جلوگيرى نمايند ، چندان به خلافكارى ادامه مىدهد كه خود را و جامعه را به منجلاب گمراهى و ستم فرو مىاندازد . باز نمىدانند كه آنچه به عثمان نسبت مىدهند و مىگويند پشيمان شده و توبه كرده و حاضر شده كه كعب بن عبده او را قصاص كند ، كاملا غير طبيعى است و از او ساخته نيست ، زيرا عثمان را خوب مىشناسيم و مىدانيم كه وى همان كسى است كه وقتى در محاصرهء انقلابيون و مخالفان قرار گرفت و خطر مرگ بشدّت تهديدش مىكرد ، تن به قصاص نسپرد و حاضر نشد آنچه را به ناروا و به ناحق نسبت به ديگران انجام داده ، در موردش انجام دهند و به اين طريق او را قصاص كنند و داد خويش از وى بستانند . او مىگفت : اينان - يعنى مخالفان كه خانه‌اش را محاصره كرده بودند و اجراى سنّت پيامبر و احكام اسلام را از او مىخواستند - به من پيشنهاد مىكنند كه همهء كسانى كه به خطا يا به درستى به ايشان صدمه رسانده‌ام ، مرا قصاص كنند و در اين تخفيف و ملاحظه‌اى روا ندارند . من در برابر اين پيشنهاد به آنها گفته‌ام و مىگويم كه در مورد قصاص از خود ، بايد تذكّر دهم كه پيش از من خلفايى بوده‌اند كه گاه مطابق حكم خدا عمل مىكرده‌اند و گاهى به خطا مىرفته‌اند ، امّا هرگز آن خلفا را به خاطر خطايى كه در صدور فرمان يا اجراى آن مرتكب شده بودند ، قصاص ننمودند . وى كه در سخت‌ترين شرايط و تاريك‌ترين روزهاى حكومتش چنين حرفى مىزند و حاضر نمىشود او را قصاص كنند و تا دم مرگ لجاجت مىنمايد ، چگونه در روزهاى قدرت و هنگامى كه بر اوضاع مسلط بود ، حاضر شده است تازيانه را پيش كعب بن عبده انداخته بگويد : بيا مرا به جرم بيست تازيانه‌اى كه به ناحق بر تو زدم ، قصاص كن ؟ آن‌كه به آخر اين روايت تاريخى دستبرد زده و به ميل خويش و به غرضى رسوا