الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

24

الغدير ( فارسى )

تبعيدش كنى ! در نتيجه دست از عمّار ياسر برداشت . « 1 » عبارت يعقوبى چنين است : چون خبر وفات ابوذر به عثمان رسيد ، گفت : خدا او را بيامرزد ، عمار گفت : آرى ، خدا او را از دست ما نجات داد . اين سخن بر عثمان گران آمد . سخن ديگرى نيز از عمار به گوش عثمان رسيد و خواست تا او را هم تبعيد كند . بنى مخزوم نزد على بن ابى طالب اجتماع كردند و از او كمك طلبيدند ، على گفت : نمىگذاريم عثمان هرتصميمى خواست بگيرد . پس عمّار در خانه‌اش نشست ، و به عثمان خبر رسيد كه بنى مخزوم چه گفته‌اند . در نتيجه ، دست از عمار بداشت . « 2 » 4 - 43 - بلاذرى مىنويسد : عثمان از كنار قبر نوى گذشت و پرسيد : اين قبر كيست ؟ گفتند : مزار عبد اللّه بن مسعود است . از دست عمّار عصبانى شد كه چرا مرگ او را پنهان نگهداشته ، چون عمّار عهده‌دار نماز بر جنازهء ابن مسعود و دفن او بود . در اين هنگام عمّار را چندان با لگد زد كه دچار فتق شد . « 3 » ابن ابى الحديد همين را از قول شريف مرتضى نقل كرده بدون اين‌كه در صحّت آن خدشه‌اى نمايد . « 4 » عبارت يعقوبى هم اينطور است : ابن مسعود درگذشت و عمار ياسر بر او نماز گزارد و عثمان حضور نداشت ، چون عمار از او پنهان كرده بود ، وقتى كار تمام شد ، عثمان قبر را ديد و پرسيد : اين قبر كيست ؟ گفتند : مزار عبد اللّه بن مسعود است . گفت : چطور قبل از اين‌كه به من خبر بدهيد ، دفنش كرديد ؟ گفتند : وصّى او عمّار ياسر است و مىگويد وصيت كرده كه به تو خبر ندهند . ديرى نگذشت كه مقداد « 5 » درگذشت و به موجب وصيتى كه كرده بود ، عمار بر او نماز گزارد و در اين كار از عثمان اجازه نگرفت . پس عثمان بشدت از عمار خشمگين گشت و

--> ( 1 ) . انساب الاشراف : 5 / 45 . ( 2 ) . تاريخ يعقوبى : 2 / 150 . ( 3 ) . انساب الاشراف : 5 / 49 . ( 4 ) . شرح نهج البلاغة : 1 / 239 . ( 5 ) . مورخان متفقند كه وى در سال 33 درگذشته و مرگ ابن مسعود يكسال يا اندكى بيش و كم پيش از وى بوده است .