الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
182
الغدير ( فارسى )
برعكس ؟ از كسانى كه تصريح به اين مسئله كرده و به ذكر آراء مختلف در آن پرداختهاند ، امام احمد در كتاب خود المناسك الكبير است . اين مناسك را حافظ ابو الفضل به اسنادش « 1 » از عبد اللّه بن احمد ، از پدرش روايت كرده است . در اين مناسك سؤال شده است كه چه كسى بايد ابتدا كند به مدينه پيش از مكه ؟ آنگاه به اسنادش از عبد الرحمن بن زيد و عطا و مجاهد نقل كرده است كه آنها گفتهاند : هنگامى كه تصميم رفتن به مكه را دارى ، اول به مدينه نرو ، بلكه ابتدا به مكه كن و هنگامى كه از عمل حج فارغ شدى ، اگر خواستى به مدينه برو . همو به اسنادش از اسود نقل كرده كه گفته است : دوست دارم كه با وسايل سفرم ابتدا به مكه بروم و از ابراهيم نخعى آورده است كه هرگاه ارادهء مكه داشتى ، همه چيز را تابع آن قرار ده . از مجاهد هم نقل كرده كه گفت : هنگامى كه خواستى حج و يا عمره انجام دهى ، مكه را مقدم دار و همه چيز را تابع آن قرار ده . همچنين از ابراهيم آورده است : وقتى كه حج مىكنى ، اول به مكه برو ، سپس به مدينه . امام احمد نيز به اسنادش از عدى بن ثابت نقل كرده است كه برخى از ياران رسول خدا وقتى كه مىخواستند به حج بروند ، ابتدا به مدينه مىرفتند و مىگفتند : آيا بهتر از جايى كه رسول خدا احرام بسته ، وجود دارد ؟ ابن ابى شيبه هم در فضيلت تقديم مدينه چنين آورده است . وى نيز به اسنادش از علقمه و اسود و عمرو بن ميمون آورده است كه آنان اول به مدينه و سپس به مكه رفتهاند ، تا اينكه مىگويد : از كسانى كه تصريح به اين مسئله كردهاند ، امام ابو حنيفه است كه گفته : بهتر ابتداكردن به مدينه است . « 2 » شيخ على قارى گفته است : مناسبتر اين است كه زيارت پيغمبر بعد از حج صورت گيرد ، چنان كه مقتضاى قواعد شرعى مقدم داشتن واجب بر مستحب است . « 3 »
--> ( 1 ) . ما به خاطر اختصار ، سلسلهء اسناد را حذف كرديم . ( 2 ) . شفاء السقام 42 . ( 3 ) . اين قاعده در مورد تزاحم دو امر است ، كه مطلق نيست و در اينجا موردى ندارد ، زيرا حج واجبى است -