الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
133
الغدير ( فارسى )
اتخاذ كرد و پيروى از هواى او نمود ؛ در نتيجه ، در قرن بيستم همانند استادش دروغ و راست را به هم بافت ، ناسزاهايى گفت ، مخالفانش را متهم به كفر و ارتداد كرد و همهء ناسزاها و فحشها را نثار آنان نمود و به مردم اعلام كرد كه اين اعمال ، يعنى زيارت و دعا و نماز نزد قبور و تبرك و توسل و استشفاع به آنها همه از آفات شيعه است و آنان با اين اعمالشان ملعون و خارج از دين اسلامند . او در اين زمينه ، داد سخن داده و با زبان تند و فحش و ناسزا كه از ادب مناظره و بحث بيرون است ، به شيعه حمله كرده گويد : با اين غلوّى كه از طايفهء شيعه دربارهء پيشوايانشان ديدى و با اين خدايى كه از شيعيان دربارهء على و فرزندانش شنيدى ، آنان قبور و صاحبان آنها را عبادت كرده و براى آنان قبه و بارگاه ساختهاند و از راه دور و نزديك ، هموار و ناهموار به زيارت آنان رفته ، نذرها و هدايا و قربانىها برايشان تقديم مىكنند و روى آن قبور خون و اشك مىريزند و آنچنان نسبت به آنها اظهار اخلاص مىكنند كه براى خدا چنان خضوع و خشوعى ابراز نمىنمايند . « 1 » همو گويد : در كارهاى مشروع از قبيل درود و تحيت بر پيامبر اكرم ، فرقى ميان دور و نزديك نيست ، زيرا اين نوع كارها در هردو حالت مقدور است ، اما ديدن قبر آن حضرت و يا سنگ و ساختمان آن به اتفاق همهء علما فضيلت و ثوابى ندارد ، حتى ديدن خود آن بزرگوار در زمان حياتش به خودى خود فضيلتى نداشته ، بلكه فضيلت تنها در ايمان به او و تعلم و پيروى از او و پيمودن راه او و يارى دين اوست . به طور خلاصه ، هيچكس نمىتواند براى زيارت قبر شريف پيامبر اكرم ، كوچكترين فضيلتى را اثبات كند و اين حقيقت از سيرهء مسلمانان صدر اسلام به خوبى آشكار است . « 2 » شايد خوانندهء محترم از انكار شديد و جار و جنجال اين مرد كه استاد بدعتها و گمراهى و تنها مرجع مزخرفات و خزعبلات ابن تيميه به اين صفت شناخته شده ، فكر كند كه براى گفتارش محلى از حقيقت و رمزى از صداقت است ، در صورتى كه بزرگان مذاهب اسلامى در قرون گذشته ، از قرن هشتم زمان ابن تيميه تا زمان محمد بن
--> ( 1 ) . الصراع بين الاسلام و الوثنيّة : 1 / 54 . ( 2 ) . همان : 1 / 178 .