الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
134
الغدير ( فارسى )
عبد الوهاب كه اين كهنهها را تجديد كرده و سپس تا زمان حاضر ، همگى منكر اين سفسطهبافىها و چرندگويىها بودهاند و به كفر پيروان اين عقايد نادرست و آراء گمراه كننده و دور از سيرهء مسلمانان حكم كردهاند و به شدت بر آنها تاخته و عقايدشان را مورد انتقاد قرار دادهاند . خوانندهء محترم به خوبى مىداند كه اين گفتار نادرست نمىتواند گفتهء انسان مسلمانى باشد كه در برابر خدا تسليم است و به پيامبر اكرم مؤمن است و آنچه را كه در كتاب و سنت آمده باور دارد ، گفتارى كه مكارم اخلاق و مبادى انسانيت آن را تجويز نمىكند و ادب اسلامى آن را شايسته نمىداند . آيا براى مسلمانى جائز است كه ميان ديدن سنگها و ديدن شخص پيغمبر اكرم در زمان حياتش فرقى نگذارد ؟ آيا براى او شايسته است براى زيارت آن حضرت در زمان حيات و يا بعد از مرگش ، ارزشى قائل نشود و در ملأ عام اعلام كند كه زيارت پيامبر اكرم كار بيهودهاى است ؟ آيا در ميان تمام ملل ، اين رسم رواج ندارد كه زيارت بزرگانشان را محترم مىدارند و آن را براى زائر افتخار مىدانند و به اين كار ابراز علاقه مىكنند ؟ سيرهء تمام عقلاى عالم از هرملت و مذهبى ، بر اين جارى بوده و در تمام ادوار تاريخ بشريت ، بر اين اصل اتفاق نظر داشتهاند تا جايى كه همواره ارزش بزرگان دين را با زيارتكردن و تبرك جستن ديگران به آنان ، اندازهگيرى مىنمودند . ابو حاتم مىگويد : ابو مسهر عبد الاعلى دمشقى غسانى ( م 218 ) وقتى كه به سوى مسجد مىرفت ، مردم پشت سر هم صف مىكشيدند ، بر او سلام مىكردند و دستش را مىبوسيدند . « 1 » ابو سعد مىگويد : ابو القاسم سعد بن على شيخ الحرم زنجانى ( م 471 ) هنگامى كه به سوى حرم مىرفت ، مردم محل طواف را برايش خالى مىكردند و دستش را بيشتر از
--> ( 1 ) . تاريخ بغداد : 11 / 37 .