الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
78
الغدير ( فارسى )
آيين ستارهاى رخشانيد . - آن كه از دوستى شما دور گشت ، به هيچش نخرم كه بىآبروست و مادرش ننگين . حموئى صاحب فرائد السمطين در سمط دوم ، باب اول ، اين دو بيت را از صاحب آورده است : - الطاف الهى از حدود آرزو و تمنايم درگذشته است و با دست و زبان ، شكر آن نتوانم گزارد . - از بهترين الطاف و كاملترين نعمتها ، همين دوستى امير المؤمنين على است كه بدان چنگ زدهام . علامهء مجلسى قصيدهاى طولانى به نام صاحب ثبت كرده كه از برخى كتب قديمى نقل فرموده است « 1 » : - فرزندان على را كه برادر مصطفى است ، به خون كشيدند و شايسته است كه بر اين سوك اشكهاى ما بريزد و سيلاب پديد آيد . - و لعن و نفرين ، پيوسته نثار دشمنانش گردد ، چه آنها كه درگذشتهاند و چه آنها كه از دنبال آيند . - ابتدا بر سر پسرانش ريختند ، سپس بر سر دخترانش و مصيبتى عظيم به بار آوردند : اينك سخنى از شهادت او بشنو ! - حسين را در كربلا ، از نوشيدن آب مانع شدند ، پس بىپروا ، فرياد نوحه و زارى بركش ! - آب گواراى فرات را بر او بستند ؛ از اينرو ، به رستاخيز ، ناگوارترين آب دوزخ را به حلقومشان خواهند بست . - رواست كه سر پسر پيامبر را جدا كنند و در جهان اسلام كسى زنده باشد و در ركابش شهيد نشود ؟ - زنازادگان دربارهء آنها كه شعارشان حى على الفلاح « 2 » بود ، هرچه خواستند كردند و فرصت از كف ننهادند . - زنازاده پسر زنازاده با چوب خيزران لب و دندان كسى را به بازى گرفت كه بهترين
--> ( 1 ) . بحار الانوار : 45 / 284 - 285 . ( 2 ) . پيش به سوى رستگارى .