الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

79

الغدير ( فارسى )

بوسه‌گاه برترين پيامبران بود . « 1 » - پسران هند جگرخوار ، با شمشيرهاى هندى خود رگهاى گردن فرزندان پيامبر را مىبرند و سرفرازى مىكنند . - فرشتگان به خاطر شهادتشان زارى كردند و گريستند ؛ آرى ، آنان را از ناوك تير و نيزه ، شربت شهادت دادند . - من گريه و زارى را ، گرچه پيوسته و بر دوام باشد ، روا مىدانم و بعد از مصيبت طف [ كربلا ] خنده را بر احدى روا نخواهم شمرد . - چقدر اين سخن را بر زبان راندم و گفتم : اى اندوه ! بر دوام باش و اى غم ! در قلب من خانه گير و كوچ مكن . اينها نمونه‌اى از اشعار صاحب است كه دربارهء ائمهء اطهار سروده ، و در مناقب ابن شهر آشوب ، و در ساير ابواب كتاب به تناسب پراكنده شده است كه همه را سيد امين در كتاب اعيان الشيعة گرد آورده و چون هردو كتاب در دسترس همگان است ، از نقل آن اشعار ، خوددارى كرديم و تنها به ذكر بخشى پرداختيم كه در ساير معاجم ياد شده بود . سيد عليخان مدنى ، در كتاب الدرجات الرفيعة مىنويسد : صاحب كه خدايش رحمت كناد ، قصيده‌اى بدون الف پرداخته است ، با اينكه الف ، در نثر و نظم از هرحرفى ديگر بيشتر وارد مىشود . اين قصيده كه در مدح اهل بيت سروده شده ، هفتاد بيت است و لذا مورد اعجاب و شگفت همگان واقع شده ، دست‌به‌دست مىگشت و چون طلوع خورشيد ، به هر شهرى سركشيد و چون وزش باد ، به بر و بحر تاخت . صاحب ، بر اين شيوه و روش به كار خود ادامه داد و قصايدى ساخت كه هركدام ، از يك حرف خالى بود ، و تنها سرودن قصيده‌اى كه از حرف واو ، خالى باشد بر او مشكل افتاد . دامادش ابو الحسين على ، درصدد آن برآمد و قصيده‌اى سرود كه از واو خالى و همه در ثناى صاحب بود . صاحب ، دو خاتم داشت كه بر يكى اين كلمات نقش بسته بود :

--> ( 1 ) . سيد محسن امين در اعيان الشيعة تنها همين يك بيت قصيده را ذكر كرده است .