الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

62

الغدير ( فارسى )

ناميد و اين لقب ادامه يافت تا بدان مشهور گشت . از آن پس ، هركس به مقام وزارت مىرسيد ، صاحب نام مىگرفت . ابتدا از حدود سال 347 تا سال 366 به عنوان منشى و دبير در خدمت مؤيد الدوله مشغول كار شد ، در سال 347 با او به بغداد رفت ، در سال 366 به وزارت انتخاب شد و تا سال وفات مؤيد الدوله ، يعنى 373 بر سر كار باقى ماند . بعد از او برادرش فخر الدوله ، صاحب را به وزارت برگزيد . صاحب با او به رى آمد كه مركز حكومتش بود و از هيچ كوششى در خدمتگزارى و توسعهء حكومت او خوددارى نكرد . ياقوت حموى گويد : صاحب ، پنجاه دژ در اطراف حوزهء حكومتى گشود و به فخر الدوله تسليم كرد كه حتى ده دژ آن در دوران حكومت پدر و برادرش فتح نشده بود . صاحب به دوران وزارتش ، در مردم‌نوازى كوشا بود و علما و شعرا از عطاى فراوان ، نعمت سرشار و نوال بىپايانش بهره‌مند مىشدند . ثعالبى از زبان عون بن حسين مىگويد : روزى در خزانه‌دارى خلعتهاى صاحب بودم و دفتر آمارى را كه در اختيار دوستم بود ، ملاحظه كردم و ديدم تعداد عمامهء خزى كه در زمستان آن سال ، به علويان و فقيهان و شاعران خلعت داده ، غير از خلعتهاى خدمتكاران و حاشيه‌نشينان ، هشتصد و بيست طاقه بوده است . از اين گذشته ، صاحب هرسال پنج هزار دينار به فقها و ادباى بغداد به رسم هديه اعطا مىنمود و صله و صدقات و خيرات او در ماه مبارك رمضان ، با آنچه در ساير ماه‌هاى سال انفاق مىشد ، برابرى مىكرد . هيچ‌كس در ماه رمضان بر او وارد نمىگشت - هركه مىخواست بوده باشد - جز اينكه بعد از افطار از خانهء او خارج مىشد و همه شب ، حدود هزار نفر در آنجا افطار مىكردند . « 1 » دوران صاحب ، پربركت‌ترين دورانى بود كه بر اهل علم و ادب گذشت . وى نه‌تنها اهل فضل را مقرب مىداشت ، بلكه به ترغيب آنان در نشر آثار گرانبهايشان مىپرداخت ، تا آنجا كه بازار علم و دانش رونق گرفت ، دانشورى و دانش‌پرورى رواج يافت و دانش‌پژوهان و دانش‌اندوزان بىشمار گشتند .

--> ( 1 ) . يتيمة الدهر : 3 / 174 .