الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
63
الغدير ( فارسى )
صاحب در برابر هراثر نفيس و رسالهء شيوا ، بدرههاى زر و كيسههاى سيم نثار مىكرد و در اثر جود سرشار و كرم بىانتها و نوال بىكرانش ، پانصد شاعر او را ثناخوان و مديحهسرا گشتند كه قصايد آنان زينتبخش دواوين و فرهنگهاى رجال است . ياقوت حموى از قول ابن بابك و او از زبان خود صاحب چنين نقل مىكند : خدا مىداند كه من با صد هزار قصيدهء عربى و فارسى مورد ستايش قرار گرفتهام . آرى ، همين قصايد بىشمار آنچنان نام صاحب را در صفحات تاريخ جاويدان ساخت كه نه يادش فراموش مىشود و نه شعلهء عظمت و شخصيتش با گذشت روزگاران خاموش مىگردد . نام شاعرانى كه او را ثنا گفتهاند ، بدين شرح است : 1 - ابو القاسم زعفرانى ، عمر بن ابراهيم عراقى . او چند قصيده در ثناى صاحب دارد ، از جمله قصيدهء نونيهاى كه سرآغازش چنين است : - دگران مال و دولت اندوزند و در اثر حرص و آز گنجينه مىسازند . - و تو كه فرزند عبادى و اميد همگان ، عطا و بخشش را وسيلهء نام نيك ساختهاى . 2 - ابو القاسم عبد الصمد بن بابك . وى صاحب را با قصيدهاى بدين مطلع ستوده است : - زيورآلات گردنش را از ستارهء جوزا خلعت گرفته ، همان مرواريدهاى آبدار كه از لمعان به رقص آمده است . 3 - ابو القاسم ، عبد العزيز بن يوسف وزير . او از آل بويه است و قصيدهاى دارد كه اين دو بيت از آن جمله است : - مىگويم و دلم در سايهء وجودت خيمه زده و جسمم در گرو باد صباست و شترانى كه يدك مىكشند . - اشتياق مهار شترم را به سوى « صاحب » مىكشد ، ولى شتران سركش با من سر نزاع دارند . 4 - ابو العباس ضبى وزير ( م 398 ) . وى يكى از شعراى غدير است كه شعرش همراه شرح حالش خواهد آمد . او چند قصيده در ثناى صاحب دارد .