الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

502

الغدير ( فارسى )

- ولايتش بىشك ، مانند قلاده ، بر گردن مؤمنان افتاد و بينى دشمنان را به خاك ماليد . - هرگاه عمر در پاسخ مسائل به خطا رفت ، على راه صوابش بنمود . - و عمر از ره انصاف گفت : اگر على نمىبود ، پاسخ خطايم مرا به هلاكت و تباهى مىراند . - از اين‌رو ، فاطمه و سرورمان على ، با دو فرزندش ، مايه خشنودى و مسرت خاطرند . - هركه خواهد خاندانى را با ستايش بركشد ، من ثناخوان اهل بيت رسولم . - اگر مهر آنان مايهء ننگ و عار باشد - و هيهات كه چنين باشد - من از روزى كه فرزانه گشتم ، قرين اين ننگ و عارم . - على را كه پرتو حق و رهبر حقجويان بود ، كشتند ، آن كه يكتامرد ميدان بود . - زاده‌اش حسن مجتبى ، آن جوانمرد عرب را كشتند و با سمّ مذاب كارش ساختند . - حسين را از آب فرات محروم كردند و با طعن نيزه و شمشير به خاك و خون كشيدند . - اگر سخن زينب نبود ، على سجاد را هم مىكشتند . - پيشواى عدالت زيد بن على را بر دار كشيدند ، خداى را از اين ستم ناهنجار . - دختران محمد در تابش خورشيد ، تشنه‌لب بودند و خاندان يزيد در سايهء قصر و خرگاه جاى داشتند . - خاندان يزيد خيمهء چرمين به‌پا كردند و اصحاب كسا جامه بر تن نداشتند . « 1 » شاعر را بشناسيم حافظ ابو المؤيد و ابو محمد ، موفق « 2 » ، پسر احمد « 3 » ، پسر ابى سعيد اسحاق ، پسر مؤيد مكى حنفى ، معروف به اخطب خوارزم ، فقيهى دانشور ، حافظى مشهور ، محدثى با اسناد فراوان ، خطيبى پرآوازه ، مورّخى توانا و شاعرى نكته‌پرداز بود كه خطبه‌ها انشا كرده و

--> ( 1 ) . اين قصيده 46 بيت است كه 27 بيت آن انتخاب شد و تمام آن در آخر مناقب خوارزمى و قسمتى از آن در مقتل خوارزمى ياد شده و ابن شهر آشوب نيز در مناقب خود چند بيتى را گزين نموده است . ( 2 ) . در الفوائد البهية موفق الدين احمد بن محمد آمده كه تصحيف است . شاعر نامش را در سروده‌هاى خود « موفق » ياد كرده ، چنان كه بيايد و در مصادر قديم نيز چنين است . ( 3 ) . در العقد الثمين ، موفق بن احمد بن محمد ثبت شده است .