الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

474

الغدير ( فارسى )

- آن كه از جانب حق به خلافت منصوص شد ، بر كنار ماند و در گوشه‌اى به تلاوت و ختم قرآن روى آورد . - اگر شمع وجودش را به سرورى مىپذيرفتند ، به راه راستشان رهبرى مىفرمود . - او دانشمند ربانى بىمانند ، اوست دلاور سلحشور و شير بيشهء شجاعت است . - هماره در بدر و احد و خيبر صف‌شكن بود و دشمنان را سركوب مىكرد و فرارى مىداد . - تاخت برد و با شمشير بر فرقشان كوبيد ، خواه ناخواه سر تسليم فرود آوردند . - گرچه در باطن كافر بودند ، اما به ظاهر ره اسلام گرفتند تا جان خود را برهانند . - گفتند : على راه جور گرفت ، فراوان از او شكايت بردند . - گفتند : خون مسلمانان را ريخت كه در ميان آنان تبهكار و ناتبهكار فراوان بود . - گفتم : لختى مهلت آريد ، خدايتان رهبرى نكناد . وصى رسول كجا ستمكار باشد . - آيا او خون مسلمانان را ريخت ؟ به حق سوگند كه در آن گروه يك نفر مسلمان نبود . - على خون ناكثين را ريخت كه بيعت او شكستند و از متجاوزان انتقام گرفت . - مگر نه رسول فرمود : على مهين داور شماست ؟ اين حديث را همهء مخالفان روايت كرده‌اند . - اگر به پندار شما ، على در رويدادها بر خطا و ستمگر باشد ، پس بىترديد ستايشگرش ستمگرتر خواهد بود . - كاش حاضر مىبودم و در ركابش خون دشمنان را مىريختم . - و به رستاخيز ، با پنجهء خون‌آلود ، به پيشگاه خدا مىرفتم و معلوم مىشد پشيمان و نادم كيست ؟ - كجا مانند على توان يافت كه در پهنهء نبرد ، پيشتاز و مردافكن بود . - كجا مانند على توان يافت كه از وفور دانش ، صلاى « سلونى » درداد : - اى مردم ! در سينه دانشى وافر دارم كه از مصطفى به ارث برده‌ام . - از راه آسمانها بپرسيد كه آسمانها را بهتر از زمين مىشناسم . - اگر حجاب از چهرهء غيب كنار رود ، بر دانش و يقينم نيفزايد .