الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
446
الغدير ( فارسى )
جامعى تأسيس يافته است و بالاخره در دوران امارت عبد الرحمن كخيا ، از امراى مماليك بناى مشهد حسينى تجديد سازمان يافته و آن در اواخر قرن گذشتهء ميلادى بوده است . بعد از آن به ايام خديوى سابق ، تمام ساختمان از پى برداشته و تجديدبنا شد . از بناى قديمى تنها همان قبهاى كه بر فراز مقام امام است ، باقىمانده ، چنانكه امروز مشاهده مىكنيم ، و اين همان جامع معروف است كه به نام سرورمان حسين « جامع سيدنا الحسين » شهرت دارد . « 1 » ولادت و وفات ، مدايح و مراثى ملك صالح به سال 495 پا به جهان نهاد و فقيه عمارهء يمنى كه شرح حالش بيايد ، با قصايد فراوانى كه در كتابش النكت العصرية درج شده ، او را ثناگستر بوده است ، از جمله : - هرآن درخشى كه هويدا شود وانهيد ، جز درخشى كه بر بارگاه او پرتوافكن شود . - به بارگاه صالح بشتابيد و نام او را كه شنيديد ، نام دگران را فراموش سازيد . - بدين درگاه به آرزوى مال و منال مپوييد و عظمت و شخصيت را زير پا مگذاريد . - از اينبارگاه ارجمندى و افتخار بجوييد كه هريك به فراخور مقدار خود كامياب گردد . و در شعبان سال 505 با قصيدهء ديگرى به ستايش صالح پرداخته و چنين سروده است : - چكامهام از سرزمين حجاز به پابوست آمد ، كتاب و سنت با ترنمى خوش انگيزهء شتابش بود . - اگر از رنج را هم پرسى ، بدان كه آرزويم به خواب نرفت و اميدم به خطا نپيوست . - آبهاى گنديده گوارا نشد و در آبشخور سفلگان بار نيفكندم . و نيز در ستايش او گفته است : - پندارى سوز و گداز از سر گرفتم ، از آن دم كه راه هجران گرفتى ؟ - جفا و هجرانت آرامش خاطرم گشت ، چه سردى هجران سوز دل را فرونشاند . - ديگرم از پس چهل سال كه شادابى عمر گذشت ، عشق و دلدادگى قبيح است .
--> ( 1 ) . تاريخ مصر الحديث : 1 / 298 .