الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

425

الغدير ( فارسى )

- مپنداريد خال رخسارش قطرهء خونى است كه از چشمان من ريخته است . - شررى از آتش اين دل برجهيد و بر رخسارش نشست ، آنگاه اثرش به جا ماند . ميان شاعر ما ابن منير با ابن قيسرانى شاعر « 1 » ، نفرت و مهاجاتى برقرار بود « 2 » ، اتفاقا اتابك عماد الدين زنگى ، امير شام موقعى كه قلعهء جعبر را در حصار گرفته بود ، آواز خواننده‌اى را از بالاى قلعه شنيد كه اين شعر ابن منير را مىخواند : - واى بر من كه دلدارم برآشفت ، آنگاه كه بدگويان سعايت كردند و او دروغ آنان را شنيد . - سلامش گفتم ، كمان ابرويش برتافت ؛ گويا من جام شرابم و او مست مخمور . اتابك زنگى را بسيار خوش آمد ، پرسيد : اين شعر از كيست ؟ گفتند : ابن منير كه در حلب جاى دارد . به والى حلب نگاشت كه ابن منير را باشتاب به خدمت گسيل دارد . والى حلب هم او را فرستاد ، ولى در شب وصول ، اتابك زنگى را كشته بودند و در نتيجه ، ابن منير همراه لشكريان امير به حلب بازگشت . هنگام ورود ، ابن قيسرانى به ديدارش رفت و گفت : اين سرخوردگى ، در برابر تمام آن شماتت‌ها كه بر من روا داشتى . ابن منير در قلعهء شيزر ، خدمت اميران بنى منقذ بود و به او توجه خاصى داشتند . در دمشق شاعرى بود ابو الوحش نام كه به ظرافت و بذله‌گويى معروف و ميان او و ابو الحكم عبيد اللّه « 3 » ( دوستى و مودت برقرار بود . چون خواست به شيزر رود و اميران بنى منقذ را ثنا گفته صله‌اى بدست آرد ) « 4 » ، از ابو الحكم درخواست نمود كه نامه‌اى به ابن منير بنگارد و سفارش نمايد تا در رفع حوايج او كوشش كند ، ابو الحكم به ابن منير چنين نوشت : - اى ابو الحسين ، سخن اين جوانمرد را بشنو كه شتاب‌زده شعرى مرتجل آورده است .

--> ( 1 ) . وى شرف الدين ابو عبد اللّه ، محمد بن نصر خالدى حلبى ، شاعر ممتازى است كه به سال 548 در دمشق درگذشته است . ( 2 ) . چنان كه گويند : ابن منير هماره ابن قيسرانى را سركوفت مىزد كه با هيچ اميرى دمساز نشدى جز اينكه سرخوردى و نااميد ماندى . تاريخ ابن خلكان : 1 / 142 . ( م ) ( 3 ) . ابو الحكم عبيد اللّه بن مظفر مغربى ، شاعرى ماهر در ادب ، طب و هندسه بود . قصايدى نمكين دارد ، از جمله مقصورهء هزليه‌اى كه به استقبال مقصورهء ابن دريد رفته است . در يمن به سال 486 متولد و در دمشق به سال 549 وفات يافت . شرح حال او در تاريخ ابن خلكان : 1 / 295 ؛ نفح الطيب : 1 / 385 و غير آنها مضبوط است . ( 4 ) . قسمت ميان دو كمان از ابن خلكان مسطور شد .