الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
416
الغدير ( فارسى )
- ابدا و نه زهراى بتول را از ميراث پدر محروم داشت . - گويم : يزيد هرگز شراب نياشاميد و نه در راه فجور گام سپرد . - او بود كه با لشكريان گفت : پسران فاطمه را آزاد گذارند . - كى شمر لعين حسين را كشت ؟ كجا ابن سعد راه خيانت سپرد ؟ - عاشورا موى سر شانه زنم و زلف خود حلقه حلقه بياويزم . - آن روز را به روزه سر آرم به شكرانه ، چند روز دگر بر آن بيفزايم . - جامهء نوين پوشم و لباس عيد از صندوق برآرم . - شب تا سحر نخوابم و پسته و فندق بريان سازم . - صبحگاه ، سر و صورت بيارايم و با شادباش دست شاميان بفشارم . - در رهگذر بايستم و سر و صورت دوستان بيارايم . - تره تيزك بخورم ، ماهى بىفلس كباب سازم و سفرهء خود رنگين سازم ، بهبه از اين كباب و آن سبزى خوشخوراك ! - به هنگام وضو پاى خود بشويم و در سفر بر كفش خود مسح كشم . - در نمازم ، با آواى بلند آمين گويم و با ديگران همنوا گردم . - تسنيم قبور « 1 » سنت شمارم و به گورستان تپههاى دوپهلو بيارايم . - روز رستاخيز كه به پا خيزد ، چشمها در تبوتاب آيد . - نامهء اعمال منتشر گردد و آتش دوزخ شعله بركشد . - گويم : بار خدايا ، اين شريف مرتضى بود كه مرا از راه حق به در كرد . - گويندم : دست شريفت را بگير و با او جانب سقر راه برگير . - تفتى سوزان كه نه پوستى بر جا هلد و نه گوشتى بر استخوان بماند . - خداوند بخشايشگر و آمرزگار است ، آن هنگام كه زبان به معذرت بگشايند . - مگر آن كس كه حق وصى را نشناسد و مهر او را منكر آيد . - با اين كردار بدت بايد گفت : از خدا بپرهيز و برحذر باش .
--> ( 1 ) . قبور را خرپشته كردن . ر ك : لغت نامهء دهخدا ، ذيل واژهء « تسنيم » . ( و )