الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

417

الغدير ( فارسى )

پيرامون شعر اين چكامهء بديع ، به نام « تتريه » معروف است . ما 39 بيت آن را آورديم و تمام آن 106 بيت است كه ابن حجهء حموى در كتاب ثمرات الاوراق : 2 / 44 - 48 آن را ثبت كرده و در كتاب ديگرش خزانة الادب ، 68 بيت آن را برگزيده است . تمام قصيده در كتاب تذكرة ابن العراق ، مجالس المؤمنين 457 - به نقل از همين تذكره ، انوار الربيع سيد عليخان 359 ، كشكول شيخ بحرانى 80 ، نامهء دانشوران : 1 / 385 ، تزيين الاسواق انطاكى 174 و نسمة السحر فيمن تشيع و شعر موجود است . شيخ حر عاملى هم در كتاب امل الآمل ، 19 بيت آن را انتخاب كرده است . ابن منير شاعر ، هديه‌اى خدمت شريف مرتضى موسوى فرستاد كه حامل آن غلامى سياه بود ، شريف « 1 » به دو نوشت : اما بعد ، اگر مىدانستى كه در ميان اعداد ، از عدد يك كمتر هم وجود دارد و در ميان رنگها هم از سياهى رنگى شوم‌تر است ، هرآينه كمتر از يك هديه به دست همان رنگ شوم‌تر از سياه ، گسيل مىداشتى ، و السّلام . ابن منير سوگند خورد كه هديه‌اى خدمت شريف گسيل ندارد جز به دست گرامىترين مردم . بنابراين ، هداياى نفيس وافرى مهيا كرد و آنها را همراه غلام محبوبش تاتار كه بسيار به دو مهر مىورزيد ، خدمت شريف گسيل داشت . هدايا كه خدمت شريف رسيد ، پنداشت كه غلام هم جزو هداياست كه در عوض غلام سياه فرستاده است ، لذا او را نزد خود نگه داشت . ابن منير طاقت فراق او نداشت و چندانش دوست مىداشت كه اگر اندوه و محنتى به دو روى مىآورد ، با ديدن روى او فراموش مىكرد . ابن منير از اين حالت بسيار در اندوه و غم شد و چاره‌اى براى استخلاص غلام خود تاتار نديد ، جز اينكه اين قصيده را بپردازد و خدمت شريف بفرستد . موقعى كه قصيده به شريف مرتضى پيوست ، خندان شد و گفت : واقعا در ارسال

--> ( 1 ) . در عراق و شام و بسيارى از ممالك نقيب اشراف بود و رئيس اين مذهب ، و ميان او و مهذب الدين ، دوستى برقرار بود . تزيين الاسواق 174 . اين مهذب الدين همان ابو الحسن على بن ابى الوفاء موصلى شاعر ( م 543 ) است .