الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

389

الغدير ( فارسى )

- اى امت نگونسار كه با دست شقاوت راه سعادت را بستيد و چهرهء آفتاب هدايت را تيره‌وتار كرديد . - شفيع محشرتان خصم دادخواه است ، واى و صد واى بر شما امت از خداى عدالت ! - حسين را در كربلا به خون كشيديد و گفتيد : مردم عراق را برمىآشفت . - جرم موسى چه بود كه دست ستم تربت و بارگاهش را درهم نورديد . - از چه اين جنايت را روا شمرديد ؟ به خدا سوگند كه شيطان شما را به افسون بفريفت . - اى پيروان حق ! اينك شرنگ مرگ گواراست . اى دوستان ، باشتاب بپاخيزيد . - يا زندگى باافتخار را در سايهء انتقام برگزينيم و يا به دوستان شهيد خود ملحق گرديم . - اى خاندان مسيّب ! شما كه همواره دوستار ولايت بوديد . - اى خاندان عوف ، اى پناه سختىزدگان ، اى شيران و رزمندگان ! - اى فرزانگان ، اى جوانمردان ، اى نيزه‌داران ، اى گردن‌فرازان ! - بر اين خوارى و خفت چگونه صبورى كنيد ؟ نه همت شما پست بود و نه دست قدرت شما كوتاه . - خاندان رسول را پردهء حرمت بردرند و در پهنهء زمين ديارى از شما باقى بماند ؟ - رواست كه شما حاضر و ناظر باشيد و تربت زادهء رسول را در هم نوردند ؟ - شما آرام گرفته تا در گرداب بلا فرونرويد و در وادى انتقام راه پست و بالا نگيريد ؟ - شما كه روز حسين را آرزو مىكرديد ، تا جانها فدا سازيد و دلها شفا بخشيد . - اينك روز حسين است كه بازآمد . اين كوتاهى از چه باشد ؟ اين توانى از چيست ؟ - بازوها بركشيد و سخت بر سر دشمنان كوبيد ! روز ناصبيان از صولت شما چون شب تار است . - بگذاريد فرجام ابن دمنه هلاك و دمار باشد ، آنچنانكه مكرش را اثرى نباشد . - بكشيدش كه كشت . به عزا بنشانيدش كه به عزايتان نشاند . بگذاريد زنانش مويه كنند و موى از سر بركنند .