الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
390
الغدير ( فارسى )
پيرامون شعر اين قصيده را شاعر ما المؤيد در فتنهء مصيبتبار بغداد كه به سال 443 واقع شده به نظم كشيده است و در ضمن اين قصيده حسرت و اندوه خود را از آن فجايع و جنايات برملا مىسازد كه به دست ستم بر پيكر ولاى اهل بيت عصمت وارد شد ، آن روز كه در غوغاى عمومى ، بارگاه امام طاهر موسى بن جعفر و تربت دوستان همجوارش را پى سپر غارت ساختند . ابن اثير در تاريخ خود گويد : منشأ فتنه آن بود كه اهل « كرخ » بنيان دروازهء « سماكين » را شروع كردند ، و اهل « قلائين » بقيهء ساختمان « باب مسعود » را . پس از اين كه اهل كرخ كار ساختمان را به پايان بردند ، برجهايى برافراشتند و بر آنها با طلا نوشتند : « محمد و على بهترين جهانيانند » . اهل سنت درصدد انكار برآمده ، مدعى شدند كه كتيبه چنين است : محمد و على بهترين جهانيانند ، هركه رضا دهد شاكر است و هركه ابا ورزد كافر . اهل كرخ گفتند : ما از سيره و رسم خود پا فرا ننهادهايم و همان را نوشتهايم كه سابق بر اين بر در مساجد مىنوشتيم . خليفه قائم به امر اللّه ، ابو تمام نقيب عباسيان را با عدنان « 1 » فرزند رضى نقيب علويان مأمور نمود تا حقيقت مكشوف شود ؛ پس از وارسى در پاسخ خليفه نوشتند كه سخن اهل كرخ درست است و از عادت ديرين خود فراتر ننوشتهاند . خليفه دستور داد تا كارگزاران الملك الرحيم دست از قتال بدارند ، ولى آنان فرمان نبردند . ضمنا ابن مذهب قاضى و زهيرى و غير اين دو از حنبليان كه اصحاب عبد الصمد بودند ، مردم عامه را به آشوب و فتنه برانگيختند و نواب و كارگزاران الملك الرحيم هم ، به خاطر خشم و كينهاى كه از رئيس الرؤساء « 2 » حامى حنبليان داشتند ، مانع آشوب و بلوا
--> ( 1 ) . شريف عدنان ، فرزند شريف رضى صاحب نهج البلاغه است كه شرح حال او در همين جلد گذشت . شريف عدنان ، بعد از وفات عمويش مرتضى كه شرح حالش نيز در همين جلد گذشت ، به نقابت علويان رسيد و تا سال وفاتش 449 به نقابت باقى بود . ( 2 ) . ابو القاسم ، ابن مسلمه على بن حسن بن احمد وزير قائم بامر اللّه ، 12 سال و يك ماه وزارت داشت و -