الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

369

الغدير ( فارسى )

- چسان داغ دل را فراموش كنم ، با آنكه خاندان محمد آواره گشت و بىپناه ماند ؟ - مركوبشان از رفتار ماند و حقوق آنان پايمال شد . - گويا نژاد از رسول خدا ندارند و از خاندان او بيگانه‌اند . - اى ستارگان رخشان كه پرتو انوارتان آسمانها را درنورديده ، مردم گول و احمق بىخبرند . - اگر جمعى رهبر دوزخند ، شما خود رهبران بهشت عدن باشيد . - بگذاريد كه اين قلب فگارم بخروشد و بام و شام بر شما ناله زند . - اين سيلاب اشك نيست كه از ديدگانم روان است ، خونابهء دل از رخسارم چكان است . - بىوجود شما ، زندگى برايم مرگ است و خيرى در عيش و بقا نيست . - اگر شهد زندگى در كام شما شرنگ بود ، عيش و نعمت هم در كام من جز تلخى نيفزود . - خدا آن قوم را تباه كند كه حرمت شما را پاس نداشتند و نيكى را با بدى مكافات كردند . - به هنگام سختى و افتادگى ، دستگيرى نيابند و در روز پاداش بهره‌ياب نگردند . - مزارتان از باران رحمت هماره سيراب و سرسبز و خرم باد . - ابر بهارى سوى بارگاهتان پويد و رعد و برقى باران‌زا در پى آن خيزد . - گويا شتران آبستن بار خود فرونهاده‌اند كه فرايد و غوغا بر هواست . وى نيز در چكامه‌اى به روز عاشورا امام حسين را مرثيه گفته كه در جزء ششم ديوانش ثبت شده است با اين مطلع : يا يوم أىّ شجى بمثلك ذاقه * عصب الرسول و صفوة الرحمان « 1 » در قصيدهء ديگرى به روز عاشوراى سال 413 ه جدّش سيد الشهدا را مرثيه گويد كه در جزء سوم ديوانش ثبت است : - كاروان رفت ، اين تو و اين شبهاى دراز با رنجى كه فرونخواهد كشيد . - با قطرات اشكى كه اگر در ديده حبس كنى ، چون سيل از گوشهء چشم روان گردد .

--> ( 1 ) . اين چكامه در اصل 19 بيت است كه احتمالا مترجم محترم به جهت پرهيز از تكرار ، از ترجمهء آن چشم پوشيد . ( و )