الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

370

الغدير ( فارسى )

- كاش اين سيلاب اشكى كه بر رخسار مىدود ، جراحت دل را مداوا مىكرد و يا آتش آن را فرومىنشاند . - هربام و شام كه آيد ، گويم : اينك از رنج درون رستم ، اما سوز دل نگذارد كه راه سلامت گيرم . - دستم به دامن معشوق نمىرسد ؛ آرزوى وصل دارم ، اما چه بخيل و پرجفاست . - با رقيب بگو كه بر كاشانهء معشوق مىگريد و مىنالد . - من از ناله و زارى بر اين خانه و كاشانه معذورم ، زيرا كه خون عزيزانم در كربلا پايمال ستم گشت . - داغى بر اين دل نشست كه هرچند در برابر آن صبر و تحمل ورزم ، قرار و آرام نيابم . - بار گران اين مصيبت پشتم شكست ، چه تاكنون بارى چنين گران بر دوش نكشيده‌ام . - و شما اى دشمنان حقيقت ! بعد از رسول حق فرصتى يافتيد و كين خود را از خاندان او بازگرفتيد . - نه اين بود كه در سايهء آيين محمد به دولت رسيديد و پيش از آن خوار و ذليل بوديد . - اگر توانى زبان از كام بركشى ، خاندان اميه و فرزندان حرب را گوى : - با شمشير محمد چندان بر سر خاندانش نواختيد تا دست و شمشير كندى گرفت . - با كسى راه مكر و فسوس گرفتيد كه جدش رهبر نجات‌بخش شما بود . - پردگيان رسول در ميان كوچه و بازارتان گرفتار ماندند و جز شيون و افغان پناهى نداشتند . - طوفان كربلا فرونشست و جام مرگ نصيب عزيزان اين خاندان بود . - چونان گلستان ارم كه طوفان بلا از چپ و راست بر آن بتازد و گلهاى آن را پرپر كند . - و يا چون اختران تابان كه طلوع نكرده راه افول گيرند . - چه بدرهاى تابان كه تاريك نشد ؟ و چه سروهاى آزاده كه فرونيفتاد ؟ - از آن پس كه باشتاب عهد و پيمان خود استوار كرديد . - به پشت برگشتيد و از راه حق كناره گرفتيد . - چندان نامه نوشتيد تا پاسخ شنيديد و چندان اصرار كرديد تا دعوت شما را پذيرفت .