الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
356
الغدير ( فارسى )
كرد و دستور داد براى امرار معاش او روزانه وجهى مقرر كردند . مرد يهودى مدتى از درس شريف مرتضى استفاده كرد و از پس چند ماه به دست شريف او به شرف اسلام مشرف گشت . « 1 » شريف مرتضى ، براى دولت و ثروت خود شرافت و ارزشى قائل نبود ، زيرا مفاخر و مكارم او در حدى بود كه ثروت و مكنت او را تحت الشعاع گرفته بود و مىگفت : - از تنگدستى و اعسار بيم نداريم ، چه دولت و ثروتى كه صاحبان نعمت را پابند خوارى كند ، جز حيرت و سرگشتگى نيفزايد . - جز اين است كه فقيران از بخل و امساك به دولت رسند و دولتمندان از بخشش و عطا فقير و تنگدست شوند . - اگر من با اين دولت و مكنت ، نياز دردمندان را بر طرف نكنم ، اين مال و دولت چون سنگ و خاك ، و بال است . 2 - شرافت حسب كه با مقام نبوت پيوندى اصيل دارد و در اثر همين حسب و افتخار ، بعد از مرگ برادرش شريف رضى ، خلفاى عصر مقام نقيب النقبايى آل ابى طالب را ويژهء او ساختند و شما خود مىدانيد كه اين منصب عظيم ، در آن روزگاران تا چه حد بااهميت و باشكوه بود ، زيرا صاحب چنين منصبى در سراسر اقطار عالم ، بر عموم آل على سلطنت و فرمانروايى داشت و قبض و بسط امور ، تعليم و تأديب ، دادرسى و دادخواهى و نظارت بر تمام شئون فردى و اجتماعى آنان به عهدهء نقيب هرخاندان بود . 3 - مقام ارجمند خاندانش از جانب پدر و مادر با توجه به اينكه تمامى تبارش از دو سو فرمانروايان و رهبران و بزرگمردان اجتماعى و دينى بودهاند ، علاوه بر لياقت و كفايت و درايت و دورانديشى خود وى ، او را بدان پايه از شايستگى رسانيد كه به عنوان امير الحاج منصوب گرديد و توانست در دوران تصدى ، مراقب سلامتى حجاج و رفع حوايج و نيازمنديهاى آنان باشد . حاجيان هم پيوسته شاكر الطاف و تلاشهاى كريمانهء آن بزرگوار بودهاند . 4 - ابهت و جلال و جمال و مكانت علمى و اجتماعى او از يك طرف ، و توأم بودن
--> ( 1 ) . الدرجات الرفيعة ، سيد عليخان .