الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

351

الغدير ( فارسى )

18 - شيخ ابو غانم عاصمى هروى شيعى . « 1 » 19 - فقيه داعى حسينى ، چنان كه در اجازهء صاحب معالم آمده است . « 2 » 20 - سيد حسين بن حسن بن زيد جرجانى كه از شريف مرتضى روايت كرده است . « 3 » 21 - ابو الفرج ، يعقوب بن ابراهيم بيهقى كه قسمت زيادى از ديوان سيد شريف را بر او قرائت كرده و اجازهء روايت تمام ديوان را در ذيقعدهء سال 403 ه دريافته است . 22 - ابو الحسن ، محمد بن محمد بصرى كه شريف مرتضى در سال 417 ه به دو اجازه فرموده تمامى كتب و تأليفات او را روايت كند . علم الهدى و ابو العلاء معرى ابو الحسن عمرى در المجدى گويد : در بغداد به سال 425 خدمت شريف مرتضى رسيدم و او را بسى خوش‌بيان و باهوش يافتم . روزى ابو العلاء معرى در مجلس شريف مرتضى حاضر بود كه ياد ابو الطيب متنبى به ميان آمد و شريف مرتضى بر او و برخى اشعارش خرده گرفت . ابو العلاء گفت : اگر ابو الطيب متنبى جز اين قصيده را نسروده بود كه مىگويد : لك يا منازل فى القلوب منازل ، در فضل و قافيه‌سنجى او كافى بود . شريف مرتضى خشمناك شد و دستور فرمود او را بر زمين كشيدند و از خانه بيرون كردند . حاضران مجلس از اين كار شريف مرتضى به شگفت شدند ، شريف فرمود : دانستيد كه منظور اين مردك كور چه بود ؟ منظورش اين بيت قصيده بود كه گويد : - اگر مردى ناقص زبان به نكوهش من گشايد ، اين خود گواه كمال من خواهد بود . طبرسى در كتاب احتجاج گويد : ابو العلاء معرى كه دهرىمذهب بود ، بر سيد مرتضى - خداى گورش را پاكيزه گرداناد - وارد شد و گفت : سرور من ، نظر مبارك در معناى « كل » چه باشد ؟ شريف فرمود : تا عقيدهء تو دربارهء « جزء » چه باشد ؟ - پرسيد : سخن شما در ستارهء « شعرى » بر چه پايه است ؟

--> ( 1 ) . ر ك : بحار الانوار ، ( چاپ قديم ) : 25 / 108 . ( 2 ) . همان . ( چاپ جديد ) : 109 / 45 - 47 . ( م ) ( 3 ) . ر ك : تاريخ ابن عساكر : 4 / 290 .