الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

352

الغدير ( فارسى )

- فرمود : سخن تو در مورد « تدوير » بر چه مبناست ؟ - پرسيد : سخن شما دربارهء « عدم تناهى » چه باشد ؟ - فرمود : و تو دربارهء « تحيز » و « ناعوره » چه گويى ؟ - پرسيد : سخن شما در مورد « هفت » چه باشد ؟ - فرمود : و آنچه از شمار هفت تجاوز كند ، چه حكم دارد ؟ - پرسيد : عقيدهء شما در « چهار » بر چه اساس است ؟ - فرمود : تا سخن تو در « واحد و اثنين » بر چه ميزان باشد ؟ - پرسيد : نظر شما دربارهء « مؤثر » چيست ؟ - فرمود : عقيدهء تو دربارهء « مؤثرات » كدام است ؟ - پرسيد : در مورد « نحسين » چه فرمايى ؟ - فرمود : و تو در مورد « سعدين » چه خواهى گفت ؟ ابو العلاء ساكت ماند و شريف مرتضى فرمود : آرى هرملحد كج‌مدارى ، سيهكار و بىمقدار است . ابو العلاء گفت : اين سخن را از قرآن مجيد گرفته‌اى كه فرمايد : اى پسرك من ، به خدا شرك مورز كه شرك ستمى است بزرگ « 1 » ، آنگاه برخاست و بيرون شد و شريف مرتضى فرمود : اين مرد ، بعد از اين ديگر به مجلس ما حاضر نخواهد شد . از شريف مرتضى سؤال شد كه اين رمز و اشارات چه بود ؟ فرمود : « كل » در نظر آنان قديم است و چون سؤال كرد كه عالم كبير كه قديم است ، چه احتياجى به خالق دارد ؟ پاسخ دادم كه در مورد جزء كه آن را عالم صغير مىدانيد و جزئى از عالم كبيرش مىشناسيد ، چه گويى ؟ چون نمىتوان گفت كه اجزاء عالم حادث است و مجموع آن قديم . بعد ، از ستارهء شعرى پرسيد و گفت كه چون جزء سيارات نيست كه تحويل و تحول داشته باشد ، پس قديم است . پاسخ دادم كه چون حركت دورانى فلك كه شعرى را هم دربر مىگيرد ، خود گواه تحويل و تحول آن است ، پس قديم نخواهد بود . آنگاه از عدم تناهى پرسيد كه گواه قدمش شمارند و من پاسخ دادم كه هربعدى قابل

--> ( 1 ) . لقمان 31 / 13 .